سال 87 حادثه ی تاسف باری در رابطه با مسائل داخلی افغانستان به وقوع پیوست که یاد آور نکاتی است که باید ریشه ی آن را در تاریخ کشور جستجو کرده و برای آن راه حل مناسبی پیدا کرد وگرنه این چرخه و اختالافات تا ابد باقی خواهد ماند. آن هم نزاع بین مردم بومی بهسودکه عمدتا هزاره هستند و کوچیهای پشتون که به ادعای یافتن چراگاه برای دامهایشان به این منطقه حمله کرده و تعدادی بی دفاع را کشتند و عدهای زیادی را بی خانمان ساخته اند.
با نگاه به گذشته علت اصلی این اختلاف را در همان پایه گذاری اولیه کشوری که افغانستان نامیده شد می یابیم.
زمانیکه میرویس خان هوتکی با گرفتن فتوا برای مبارزه با شیعیان صفوی از مولویها و مفتیها در موسم حج بین سالهای 1700تا1707 میلادی خود را برای جنگ با شاه سلطان حسین صفوی مهیا کرد و با این فتوا بذر نفاق و دشمنی مذهبی را در کشور افشاند . تا آنجا که اسلاف او نیز بر پایه ی همین کاشته ها توانستند صفویان را شکست داده بنای حکومتی جدید را در ایران و افغانستان بنا گذارند که سر شار از استبداد و ستمگری است ،دوستی که تحصیل کرده ی یکی از کشورهای انگلیسی زبان بود نکته ی بسیار جالب و ظریفی را در مورد تاریخ و اهمیتی که آنها به تاریخ و موضوعات آن میدهند را عنوان میکرد و در مقایسه باید عنوان کنیم ما از تاریخ به هزاران سال قبل و فسیلها و سنگواره ها دلخوشیم و تاریخی که زندگی حاضر ما با آن گره خورده را اصلا نمیشناسیم بسیاری از ما تاریخ کشورهای اروپایی و همسایه ی کشورمان را بهتر از خودمان میشناسیم و تنها دلیل آن معرفی و تبلیغی است که آنان از خود و فرهنگشان داشته اند و ما غفلت کرده ایم .
همان طور که اشاره شد اختلافات مذهبی مهمترین مسئله امروز افغانستان به شمار میآید که چون شمشیر دو لبه ای همواره در دست عده ای عوام جاهل موردسوء استفاده قرار میگیرد وبه طبع متضرر عمده کسانی خواهند بود که نیرو و قوای کمتری نسبت به رقیب داشته باشند، برای روشن شدن این موضوع مصداق مشخصی را عرض میکنم.
امیر عبدالرحمن در فاصله ی بین سالهای 1891-1893 با استفاده از این موضوع تمام اقوام سنی مذهب افغانستان را بر علیه هزاره های شیعه تحریک و پس از سه سال جنگ و غارت 60درصد از آنان کشته و باقی مانده را به عنوان غلام و کنیز در بازارهای قندهار،پیشاور و هند در معرض فروش و دادو ستد قرار داد. که جنایتی بسیار عظیم و هولناک از نسل کشی و برده داری را در تاریخ افغانستان رقم زد که آثار آن هنوز ادامه دارد با این کشتار بی رحمانه آنانکه جان سالم به در بردند به کشورهای ایران و پاکستان مهاجر شدند یا در دره ها و کوههای صعب العبور هندوکش ماوا گزیدند ، زمینهای حاصلخیز و مراتع غنی این مردم به افغانهای کوچی سپرده شد و عده ای از آنها کم کم با ساختن قصبات جدید و روی آوردن به زندگی روستایی و کشاورزی در زمینهای متصرف شده به زندگی نیمه روستایی پرداختند و عده ای نیز به همان زندگی شبانی ادامه دادند و تا حکومت ظاهرشاه اینان آزادانه و با پشتوانه حکومت هرگونه تعدی و تجاوزی را به ساکنین هزاره جات که مراتع بسیار غنی داشت انجام میدادند که تاریخ اوضاع بسیار دردناکی را در خود ثبت کرده است .
در این مقاله قصد احیانا توهین و یا نگاه یک جانبه به مسئله کوچیها و هزاره ها نیست بلکه صرفا بازشناسی موضوعی است که آب را از سر چشمه گل آلود کرده است و تا آن موضوع حل نشود نمی توان به کرامت انسان،حقوق او و استقلال و آزادی کشور دل خوش داشت . در این مقاله سعی شده است که سیر تاریخی ورود کوچیها به هزاره جات را بررسی کرده دلایل و پیامد های این پدیده را روشن نماییم .
در ابتدا تعریف مختصردرباره کلمه های کلیدی مانند کوچ، کوچ نشینی ، کوچی و هزاره جات را جهت درک بهتر مطالب ارائه میدهیم :
تعریف کوچ نشینی:
منظور از زندگی کوچ نشینی آن نوع زندگی است که در آن انسان از راه پرورش حیوانات و معمولا با بر خورداری از فرآ ورده های کشاورزی زیست میکند و در پی چرا گاههای طبیعی سالیانه از محلی به محل دیگر کوچ می کند. 1
کوچ نشینان مجبورند طوری مسیر حرکت خود را بر گزینند که به چرا گاههای طبیعی دسته داشته باشند و اغلب ترجیح می دهند از دهات دوری کنند زیرا به علت صدمه ای که از عبور آنها به مزارع می رسد گاه موجب درگیری میان آنان و ده نشینان میشود.2
مهمترین وجه تمایز این نوع زندگی عبارتند از :
1ـ وابستگی انسان به حیوان
2ـاستفاده از چراگاههای طبیعی
3ـکوچ و یا جابه جایی انسان و دام به منظور بهره گیری از چراگاههای طبیعی و احتراز از گرما و سرمای شدید.3
کوچ:
کوچ به معنی عزیمت و مهاجرت در فارسی هست . این کلمه معرف مردمی است که در چادر زندگی میکنند و دایما در حال نقل و انتقال هستند.4
کوچی:
کلمه کوچی به معنی خانه به دوش است .
دربخش جنوبی افغانستان شرقی به سمت قندهار کلمه کوچی درست مساوی واژه پویندا و پوندا به معنی چراننده (مشتق از کلمه پشتو پاول به معنی چرانیدن ) به کار برده میشود.در زبان پاکستانی و در ادبیات انگلیسی هند کلمه پویندا عموما به معنی کوچ نشینان افغانی (پشتو) و بخصوص به معنی کوچ نشینان تاجر استافاده می شود.5
هزاره جات:
هزارستان یا هزره جات در مرکز افغانستان کنونی واقع شده است . از طرف غرب به غور و دولتیار و هرات از جنوب به قندهار و نواحی گرشک و توابع فراه و اسفزار؛از مشرق به غزنین و کابل و قلات ؛ و از شمال به قطغن و بلخ محدود است . پس از حمله عبدالرحمن خان در حدود سالهای 1892 م و شکست هزاره ها اکثرا محل سکونت این قوم به سایر طوایف سنی مذهب داده شد . وهزاره ها به خراسان ترکستان بلوچستان و هندوستان(پاکستان فعلی) مهاجرت کرده اند.6
کوچیها طی دوره های مختلفی وارد هزاره جات شده اند که در این مقاله به بررسی اجمالی این جریان پرداخته ایم .
· دوره امیر شیر علی: (1863-1880)
هزاره جات قبلا مجزا و منفرد بود مسیر معمولی کروانها از هزاره جات نمی گذشت ولی فقط از حدود آن عبور می کرد.7
بنای افغانستان جدید همراه با وحدت و تثبیت حاکمیت آن در کل کشوراز سلطنت امیر علی شیر خان 1863ـ 1880)شروع و در زمان امیر عبدالرحمن (1880ـ1901)ادامه یافت این تحولات نیز برخی تغییرات مهم را برای کوچ نشینان فراهم آورد. در سابق که ظاهرا کوچ نشنان کمتری وجود داشتند ییلاقهای شرقی پشتونها منحصر به مناطق خود آنها بود و کوچ نشینان فقط به حول و حوش سلسله کوههای مرکزی افغانستان میرفتند.8
کوچ نشینی با مقررات دیگری حتی با مقدار کمتری در افغانستان وجود داشت من جمله کوچ نشینان پشتون در مناطق شرقی و جنوبی و بعضا در مرزهای سلسله کوههای هزارستان ،دیگرمناطق هزاره نشین ، ولایات شمال و غرب کشور ییلاق میکردند.9
می توان این نظر را مطرح کرد که کوچ نشینی در محدوده هزاره جات به صورت بسیار کمی وجود داشته و روابط کوچ نشینان و ساکنان بومی دوستانه بوده است چون درگیری و نزاعی را در آن ایام به ثبت نرسیده است.
· امیر عبدالرحمن خان: (1880تا1901)
اما از دوره ی امیر عبدالرحمن 1888 با توجه به برنامه ای که امیر و دستگاه حاکم برای تضعیف و از بین بردن هزاره ها پی ریزی کرده بودند را میتوان از دلایل اصلی ورود کوچیها به هزاره جات و ظلم و تجاوز آنها نسبت به ساکنان بومی منطقه قلمداد کرد. دوره عبدالرحمن را میتوان آغاز کشمکش و تصرف غاصبانه زمینهای هزاره ها را توسط کوچیها مطرح کرد.
" شکایت سردار عبدلقدوس خان ...اگر چنانچه مردم می بودند و غیرت قومی می داشتند ...دمار از روزگار مردم هزاره کشیده و وجود ایشان را از مملکت افغانستان نیست و نابود می کردند و از خاطر والا که پیشنهاد ضمیر منیر دارد و می خواهد که اراضی و املاک هزاره را به مردم درانی بدهد آگاه می شدند".10
همانطور که پیش تر گفتیم عبدالرحمن از رهبران مذهبی تسنن خواست که علیه هزاره های شیعه (بی دین ) فتوای جهاد بدهد او زمینها و دارایی زنان و فرزندان هزاره ها را پاداش آن ها یی تعیین کرد که در این جهاد شرکت کنند نیروی عظیمی تشکیل شد حدود 30تا40 هزار فوج پیاده نظام حدود 10هزار سواره نظام و غریب 100 هزار نیروی غیر نظامی اغلب داوطلبان پشتون به این جهاد کوچی ها ی افغان بودند که مدت ها پیش از این می خواستند تا علیه هزاره ها اعلان جنگ کنند . در تمام شهر ها وضعیت اضطراری اعلام شد حتی حکومت بریتانیا پیشنهاد مساعدت جهت اعزام مستشاران نظام برای عبدالرحمن کرد.11
"عبدالرحمن سرزمین های مردم هزاره را ملک دولت دانست و عنوان مفتوح العنوه را بر آن سرزمین جاری کرد."12
از 1892 به بعد که امیر عبدالرحمن خان هزارجات را فتح کرد و آن را زیر تسلط مستقیم خود قرار داد ما کوچ نشینان را به تعداد زیاد در هنگام تابستان در این بخشها ی مرکزی کشور می یابیم . رویداد بعد از آن فتح بود که چراگاهای هزاره جات بین قبایل مختلف کوچ نشین به عنوان پاداش همکاری آنها در این فتح و برای کسب اطمینان از عدم قدرت گرفتن مجدد هزاره ها تقسیم شد . امیر عبدالرحمن خان به شعب مختلف قبیله ای برای چراگاههای جدیدشان تاییدیه رسمی (فرمان) داد و این نظام که شامل تقسیم زمین بین هزاره ها و کوچ نشینان نیز می شود با کمی تغییرات به قوت خود با قی است .13
در این دوره سیاست عبدالرحمن مبنی بر شکست هزاره ها بود که به عنوان یک گروه قومی نواحی کوهستانی فشرده ای را اشغال کرده و خطری بالقوه برای افغانستان به شمار می آمد . 14
نیت عبدالرحمن در مورد رعایای هزاره اش روشن بود تخلیه هزاره جات از هزاره ها سیاست های قومی عبدالرحمن به نابودی کامل ساختار اجتماعی هزاره ها و جایگزینی آن با یک ساختار جدید منجر شد.15
فروختن و دادن زمین های هزاره به افغان ها و تشویق کوچی های پشتو به پایمال نمودن کشاورزی هزاره ها بود.
قسمت های مهم این سرزمین ها به پشتونها داده شد مانند ارزگان، حجرستان ،میانه نشین، شویی، بوباش، غلندر، دای چوپان، مسلک سفلان و...
علاوه بر آن مناطق دیگر هزاره جات را نیز محل تاخت و تاز خانه به دوش ها و کوچی هی بی رحم خشن قرار داده که کوههای سبز و خرم آن مورد استفاده مواشی و دام آنها باشد و این کوچی ها را تشویق و آزاد گذاشت بلکه سفارش کرد که به زراعت مردم نیز تجاوز کنند و آن را پایمال نمایند تا مردم هزاره مجبور شوند آن منطقه را ترک گویند.16
عبد الرحمن دستورداد که هزاره ها دیگر حق چراندن چمن ها را از کوچک وبزرگ ندارند به معنا آن است که این مردم نباید زنده باشند.17
پس از اینکه مقاومت هزاره ها به کلی در هم کوبیده شد نوبت توزیع زمین هایشان به دیگران ووضع مالیه سنگین بالای کسانی که هنوز فرار نکرد ودر ملک باقی مانده بودند شروع شد در سال 1273 شمسی در روز 17 ذی حجه 1311 قمری. امر شد که املاک علاقه جات ورث رسوخ جوی وغیره را مساحت کرده ودر قید جریب آرند از جمله املاک میدان وکسانی که در محاربات به درک اسفل رفته است اکثر ایشان سید وزوار و کربلایی و میر و میرزاده بود...یا دستگیر شده اند تمامت خالصۀ دولت دانسته داخل دفتر ضبطی کنند از صدد این حکم اکثر املاک هزاره ضبط دیوان سلطنتی گشت.18
درسال 1312 هجری قمری ابراهیم خان علیزایی ... طائفه ای « کاکری» با اقسام خویش ورمه گوسفندان وگله اشتران داخل علاقه شنیعه تحت دامگیری شده وچراگاههای مردم هزاره را تلف کرده زراعات ایشان نیز علف دواب ومواشی خودغدند وچهار تن از هزاره را مانع از زراعت خود شده بودند به قتل رساندند. 19
مقارن این حال مردم کوچی افغان که بیست هزار روبرو دولت التزام نامه داده بودند چراگاه وآب ومواشی مردم مالشان ایشان جسوران تجاوز کرده علاوۀ بر مراتع آن مردم ، مزارع ایشان را نیز تلف وعلف ودواب ومواشی خود کردند هزارگان بنا به سببی که جبال وچراگاه یشان را دواب ومواشی افغانان کوچی می خورند وچمن ها دولتی شد، ترک مالداری کرده خسارت زیاد به سکنه مملکت روی داد.20
وقایع سال 1314 ه.ق. جمعی از اولاد ه دارونکه شرفیاب حضور انور شده خواهش زمین «چور» هزاره ای کرده در روز 13 ربیع الثانی 1314 بنام ایشان صادر گشت که املاک ضبطی ورعیتی به آنها داده شده واز صدور این حکم نقاهت مردم درانی وخلجایی از کوچی زمین دار خواهان ملک زمین شده شروع به ملک گرفتن هزاره ها کردند در ابتدا کار مردم ملّی خیلی تونی از تداوم وضع هزاره جات زمین می خواهند بگیرند تا جواب فرموده شود زمین های چنارتو وکهنه کمله داب فوج بیاده نظام «فو فلزایی » دادند .
قوم ایوب زای ومزمل زای را در دریۀ شاه علی و قدم وشیخه ارزگان زمین داده شوند سال 1315 ه.ق. در خصوص کسانی که در افغانستان زمین ندارند دستور داد زمین به دهند.
دوست محمد خان مردم افغان توچی را که چهارماه در افغانستان آمده بهره یاب تلف وتجارت وغیره می شوند وهشت ماه در هندو... در زمرۀ بی ملک به قلم آورده ، بسیار از اصلاح هزاره را به ایشان داد چه ایشان هم مهاجرند وزمین ندارند.21
ملک ارزگان وقلندر وبوباش و میانه نشین و پشه و شیر داغ و زاولی و سلطان احمد و حجرستان و تمزان و گیزاب را متصل جرقی ومالستان وهزاره دایزنگی تمام چنانچه بیاید به مهاجرین وناقلین افغان داد.22
ملافیض محمدکاتب هزاره اطلاعات جالبی از تسلط کوچی ها درهزارجات دراختیارماقرارمیدهدازجمله مینویسد در19شئوال1311هجری امیرعبدالرحمان دستورداد که تمام مرغزارهای هزارجات باید دراختیار دولت قراربگیرند وهزاره ها حق استقاده ازآنهاراندارند پس ازصدوراین حکم ،حکام دولتی مرغزارهای هزاره رابه افغانهای کوچی واگذارکردند ،مالداری مردم هزاره روبه تنزل نهاد وباعث قلت لحوم ودسوم گردید .23 عبدالرحمن علاوه بر آن مالیاتهاتی بسیار سنگینی نیز برای هزاره ها مقرر کرد و این باعث مهاجرتهای دسته جمعی و پراکندگی مردم هزاره در خارج از افغانستان گردید.24
کاتب در نژاد نامه افغان اسامی بعضی از قبایل کوچی را که در هزاره جات مسکن گزیده اند ذکر کرده است:
فرقه اچک زایی
7500 خانه در کوه کوژک و اطراف آن متوطن و اکثرا تبعه انگلیس هستند و عدهای متصرف علاقه ای چوره ی هزاره که حکومت به ایشان موهبت فرموده و اکثر رمه داری .....اغلب به سرقت و رهزنی روز به سر برده ، به غایت شریر و متمرد و حرام خوار و بد کردار و زشت گفتار و کج رفتارند.25
فرقه علیکوزایی
18750 خانه ...که در علاقه چهچه هزاره ...امرار حیات می نمایند.26
فرقه نورزایی
43750 خانه ... مال و خونشان را شیعه مباح و کافر دانسته، حلال و مباح می پندارند، و همواره مباشر این فعل شده و می شوند و عموم افاغنه و سنیان افغانستان بدین عقیده راسخ و همداستانند. الغرض رمه داران این فرقه بهار و تابستان در سیاه بند متعلق قوم تایمنی واقع متصل هزاره جات رفته ،روز ییلامیشی بسر برده ،در زمستان به مقام و موطن خود باز گردیده راه جهالت و شرلرت می سپارند.27
فرقه مهمند
... در بهار و تابستان به هزاره جات روز ییلا میشی به سر برده و در زمستان به موطن خود شده به مکاری وغیره مواظب و مشغول می شوند.28
فرقه پنی
100،000نفراز راه ییلامیشی در افغانستان نیز آمده در هزاره جات رفته،بخریف(پاییز) بر میگردند و عده ای علاقه گزگ و ارغنداب هزاره ی جاغوری را به امر حکومت متصرف شده اند.29
فرقه نیازی
از جمله ایشان قبیله مرهل و کندیو متی بادیه نشین و رمه دالر و تاجر و عده ای در بخارا تجارت کرده ، چندی روز ییلامیشی در بهار در هزاره جات و در زمستان در نواحی قندهار و غیره زیسته...30
فرقه دفتایی
250 خانه و بعضی بادیه نشین و کوچی و تاجر وبرخی در علاقه وانه متمکن و عده ای مزارع و مراتع قوم هزاره زرتک را به امر حکومت غاصب و متصرف و نبذی از تجارتشان قلاع و مزارع عمده هزاره باغ غزنین را به نصف و ثلث و ربع و خمس و ثمنش به جانت داری و پشتیبانی حکومت مالک گردیده ، هزاره ها جلای وطن و در خارج و داخل مملکت دچار ذلت و محن شده اند.31
فرقه توخی
این فرقه 15 هزار خانه و در اطراف و نواح قلات و نهر ترنک از پل سنگی تا علاقه شیبار متمکن و مواضع ارغنداب ملحق هزاره دای چوپان که به امر حکومت در دست غاصبانه ی افاغنه متفرقه رفته و میزانه و جنوبی وادی ناوه و حصه پایان آن و خاکاک و سر اسپ و جنگیرد و شاه مردان و نفس ناوه و شیبار و بلتاغ و مندان متصرفند.32
فرقه سلیمان خیل
این فرقه با شعب مذکور خود و فرقه ملاخیل کوچی که جلگای هجرستان هزاره دایه و فولاد ه را به امر حکومت تصاحب کرده است ...و همواره رهسپر سرقت و قتل و غارت سکنه مملکت از هزاره و افغانند ...خلل انداز امور حکومت و تاخت و تاز رعیت ،خصوص هزاره که شیعه اند می شود.32
فرقه علی خیل
این فرقه با سلیمان خیل زاده دو برادر و در شرارت و خصائل رذدیله با هم برابرند... با هزاره ی زیرک و نیران جاغوری ساکن و چند خانه قلاع الو م لالای هزاره قلندر را به امر جائرانه حکومت متصرف ...و همواره به شرکت قوم سلیمان خیل راه سرقت می سپارند .33
فرقه اندر:
22500خانه و اکثر در علاقه شلگیر از خطه جنوبی شهر غزنین .... چندی در قریه گزک هزاره جاغوری که به امر حکومت تصاحب غاصبانه کرده اند ساکنند.34
فرقه ترکی
1875خانه... در عهد عبدالرحمن خان قوم هزاره مغلوب و مقهور و مستاصل گردیده ایشان در مراتع مخضره هزاره جات راه دخالت یافته ....از راه تمزان در ملک هزاره رفته مزارع ایشان را تلف و مراتع شان را را علف دواب و مواشی خود کرده و هزاره ها را قتل و غارت نموده ، در قشلاق گاههای نواح قندهار خویش بر می گردند.35
حکومت که به نیست و نابود کردن هزاره میل خاطر دارد باز پرس نکرده مالیات و غیره تکالیف خود را از هزاره ها اگر دارا و گر نادار باشد بطوع و اجبار اخذ می نمایندو هزاره تاب و توان اقامت نیاورده جانب خراسان و خاک مقبوضه انگلیس و روس روی هجرت نهاده و می نهند.36
فرقه خدوزایی
...در کل افغانستان 2500 خانه به غایت متعصب و با شیعه معاندند. چنانچه تا می توانند به ذرائع و وسائل به شیعه ها ضرر مالی و جانی می رساند.39
افاغنه سروانی
بسی جنحه و جنایات نسبت به شیعه خفاء از قول به فعل آورده و می آورند و زیان رسانیدن به شیعه و ریختن خون شان را حلال و مباح و ثواب می شمارند.40
همانطور که مشخص هست بیشترین حجم آمدن کوچی ها به هزاره جات را ذکر کرد که بعد از این دوره پای کوچیها باز شد و آنها هر ساله در ییلامیشی(فصل قشلاق تابستانی) برای استفاده از مراتع هزاره جات به این مناطق می آیند.
· حبیب الله 1901تا1919 میلادی
مقارن حکومت حبیب الله عشایر و قبایل کوچی از سرزمین های جنوب و جنوب شرقی و از مسیر هزاره جات در این زمان برای عبور کوچیها و ناقلین مساعد بود زیرا در خود هزاره جات کوچیهای شرقی و جنوبی به صورت کاروانهای بزرگ یغماگر در رفت و برگشت بودند.41
در این دوران قبایل کو چی از نواحی جنوب ارزگان را زیر پا گذاشته وارد دایزنگی گردیده و مدام به قتل و تاراج دست می زدند و عده ای می ماندند،عده ای پس می رفتند و عده ای به سوی شمال راهی می شدند ، در خلال همین سالها جنگهای خونینی بین جوخه های مسلح قبایل و هزاره های محل در گرفته با عث تلفات جانی و مالی میگردید.42
هزاره جات از لحاظ ارضی ، انسانی ، مالی و سیاسی بطور بی سابقه فشرده و خلاصه گردید. علاقه های وسیع در جنوب مانند دایچوپان، اجرستان،دهراود،گیزاب،چوره ،خاص ارزگان ، بوم بازار، باغو چارو... به تصرف قبایل پشتون قندهاری و قلجائی در آمد و به همین گونه در نقاط زرخیز دیگر هم افغانهای بی وطن مسکن گزین گردیدند، این دفعه تاجران کوچی پا را در عرصه اقتصاد محلی هزاره گذاشتند . کاروانهای تجارتی اقوام جنوبی متاع هندی (پاکستانی ) را چند برابر به مردم می فروختند و در مسیر رفت و آمد آنها در چند نقطه ی هزاره جات بازار چند هفتگی دایر می گردید.43
در این دوره (1919ـ1901) مراتع دشت ناهور به قبایل خوتی تره کی و ختایی داده شد .44
دوره حبیب الله بخش کوچکی از هزاره ها از ایران به افغانستان بازگشتند با سقوط شاه امان الله و به دنبال آن 9ماه هرج و مرج که در سراسر افغانستان گشترش داد صحرا نشینان پشتو یکبار دیگر با حمایت حکومت کابل سلطه خود را بر جامعه و اقتصاد هزاره ها تحمیل کرد و به طور چشمگیری آهنگ تو سعه آنها را کند ساختند.45
· اما ن الله :1919تا1929میلادی
امان الله خان در طی نطقی دروازه های افغانستان را بر روی سیل مهاجرین هندی باز گذاشت و نظامنامه ای در 8 فقره ترتیب و منتشر ساخت که طبق آن در افغانستان برای هر مهاجر 6 جریب و برای متاها 8 جریب زمین زراعتی با تخم زراعتی و... داده شود.46
امان الله از این مهاجرین یا دعوت شدگان به گرمی استقبال می کردو طبق مدارکی که غبار ارائه داده است این گونه اراضی مشروع وقفه ی ملت افغانستان را بدون هیچ گونه مجوز قانونی بدانها حاتم وار می بخشید.47
· حبیب الله کلکانی(بچه سقا) ۱۸ جنوری ۱۹۲۹ تا ۱۵ اکتوبر ۱۹۲۹
جنگهای دیگراز طرف کوچیها و پشتونها ی مجاور بر آنها تحمیل گردید که در آن سال جنگهای زیادی کردند
مردم ده مرده مورد تهاجم پشتونهای کاکری و غلجایی قرار گرفتند و جنگ شایانی کردند خلاصه تا آمدن نادر خان به کابل و شکست تمام نیرو و قوای سقو ی ، هزاره جات به طور عموم و بهسود به طور خاص در حال جنگ بود ند .این مقاومت تا سقوط سقاوی ادامه داشت
· محمد نادر خان:1929تا 1933
خط دیورند حایل بین اقوام شده بود این امر در شرایط مقطعی برای اتحاد « پان پشتونیزم خالص» صدمه وارد میکرد
با همکاری اینگلیس و زیرکی محمد نادر خان طرح نو و نقشه جدیدی پی ریزی کردند و آن دعوت گسترده از قبایل آن سوی سرحد به داخل کشور به میزان ورود پشتونهای سر حدی به افغانستان ، اهالی بومی از مناطق پدری رانده گردیده راهی هندوستان_ایران و خاک روس می شدند.
دعوت از پشتونهای آن سوی سر حد یا به اصطلاح «مهاجرین هندی» به علت خالی شدن منطقه ی وسیع از کشور از سکنه و احساس حقارت و کمبود در کتله قومی پشتون صورت می گرفت.48
جنگ شدیدی بین یک عده از مردم هزاره جاغوری در منطقه ده مرده با پشتونهای مجاور که عامل اصلی آن اقوم کاکر بود پیش آمد ...در این جنگ یک تهاجم وسیع از طرف پشتونها صورت گرفت که به اثر استمداد و یاری خواستن قوم کاکر که مجاور قریه ده مرده بودند مردم دیگر پشتون از منطقه قلات و حتی سر حد افراد بیشماری گرد آمده ....49
· محمد ظاهر شاه :1933تا1973
در دایکندی شخصی به نام اجی غنی می آمد وسایلی را که از پاکستان آورده بود سر مردم می فروخت . می گفتند ما از از پیشاور که حرکت میکنیم شتران کرمان ،کرمان گفته می رفته،علفها را میچرند و می خورند بعد از 4-5 ماه بر می گشتند ارمان ،ارمان (حیف) میگفتند و بر می گردنند .پارچه های ارزان قیمت و بره و...به زور سر خانه ها می گذاشتند و سال بعد پولش راچند برابر دریافت می کردند کسی جرات نداشت اعتراض کند .
در این زمان نیز کوچیها مردم هزاره جات را چورو چپاول می کردند ومورد حمایت دولت قرار داشتند .قیامهایی مانند قیام ابراهیم خان گاو سوار بر علیه این بی عدالتی در شهرستان صورت گرفت . 50
· داود خان: 1973تا1978
درزمان حکومت داوود خان از سال (1352 – 1357) ش کوچی ها مورد حمایت همه جانبه یی دولت قرار گرفتند حتی مسئولیت امنیت بعضی مناطق هزارجات از جمله منطقه پنجاب به کوچی ها سپرده شد.
مسئله اول جنگهای متعدد بود که بین مردم هزاره و کوچیهای افغان به اثر تجاوز کوچیها در اماکن متعدد صورت گرفت مانند علاءالدین غزنی و کوچیها در آنجا، دیگر در حدود شیر داغ جاغوری ، سومی که از همه مهمتر و انعکاس داشت جنگ مردم اوت قول جاغوری و افغانهای کوچی جوری بود که قضیه در سال 1333 تعدادی از افراد پشتون در حالیکه همه مسلح بوده اند در بازار اوت قول وارد گردیده چند نفری را به قتل می رسانند و بعد قفل دکانها را می شکنند و اموال را سزقت می کنند ...از طرف دولت هیاتی میگردد تا قضیه را از طریق مسالحه حل کند ...چون پشتونهای کوچی شناسنامه ندارند و افرادشان مشخص نیست ... در مقابل هر نفر که ادعا کرده بودند مفقو دالاثر شده مبلغ 30000 افغانی معین شد که به افغانهای کوچی داده شود .51
به دنبال دستو.ر داوود خان مبنی بر اتلاف مزارع هزاره ها کوچی ها به طور گستر ده تر از همیشه به آن مناطق سرازیر شدند و هجوم آوردندو در سرتا سر مناطق هزاره جات مناطق زمین های زراعی و کشت و زار آن مناطق به صورت وحشیانه پایمال نمودند . از آن جمله در ولسوالی ناهور از مربوطات ولایت غزنی با هجوم شوم کوچی ها زمین ها و مزارع اطراف مرکز ولسوالی نابود گردید.52
در سال بعدی یعنی سال 1354 کوچی با تجربه گرفتن از سال گذشته خود که به تنهایی نمی تواند کاری از پیش ببرد و مزارع گندم و علفزار و چراگاههای این مردم را نابود نماید . بخورد گله های گوسفند و شتر خود بهد در این سال با پشتوانه حکومت و شخص حاکم منطقه ناهور از همان ابتدا در این منطقه آمدن و ملک وزیر لیدر و بزرگ دو طائفه از کوچی به نام های عمر خیل مستقر در چوک و گورگی ستقر در انگورگ در معیت و همرای حاکم و ولسوال ناهور با در دست داشتن نقشه ظالمانه حکم سلطانی میل کوچی وارد منطقه شده و فراتر ازآنچه که در این نقشه ننگین و استبدادی به عنوان چراگاه مفت و مجانی و میل کوچی تعیین شده بود را ادعا کردند و اظهار داشتند که مرز میان میل کوچی و مردم ده نشین یخشی کوه قلتوب و کوشه دوستی است که با این وجودمردم ده نشین این منطقه از در خانه خود نمی توانستند پا فراتر بگذارند.53
· مجا هدین : ( ۲۷ اپریل ۱۹۹۲ تا ۲۶ سپتمبر ۱۹۹۶ میلادی
همچنان الین آر پروشر از کریستن ساینس مانیتور در مقاله خود با عنوان
کوچی ها نقابی برای القاعده چنین مینگارد" معاون بن لادن (الظواهری(توسط کوچیها از افغانستان به مرز پاکستان فرارداده شد". وی همچنان بقول
یکی از افسران که در خط مقدم جبهه قرار داشت، گفت" این فرهنگ کوچیها
است، تا هرکسی که در حال فرار و یا تعقیب باشد، برایش پناه دهند. سردار
خان معاون فرماندهی 600 نفری نیرو های عملیاتی در خوست گفت" القاعده از
کوچیها منحیث سپر استفاده میکنند، و کوچیها آنان را پناه داده و مواد مواد غذایی در مقابل پول برایشان تهیه می دارند"گاروود طی تحلیل از حالت کو چیهای افغانستان چنین اظهار است:"
کوچیها نقش سیاسی بسیار کلانی در دوران سلطه طالبان داشته اند، و (بعد
از شکست طالبان) آنان از دولت کرزی در انتخابات2005 حمایت و پشتیبانی
کرده اند".
گاروود همچنان اذعان داشت " نعیم کوچی یکی از قوماندانان معروف طالبان که
در سال 2003 توسط نیرو های آمریکایی زندانی شده بود، در اواخر 2004 از
زندان (شاید هم به اشاره کرزی) آزاد شد، که رئیس جمهور کرزی به افتخار وی
ضیافت کلانی ترتیب داده، تا بتواند حمایت کوچی ها را به خود داشته
باشد.55
تااینکه باری دیگردرزمان حاکمیت سیاه طالبان درسال 1379 ش با حمایت وزارت دفاع طالبان کوچی وارد هزارجات شدند تمام کسانیکه زمینهای اجدادی شان توسط دادگاههای اسلامی به آنها وورثه آنها برگردانیده شده بود مورد آزار اذیت قرار گرفتند .
· حامد کرزای: ( 22 دسامبر 2001 تا کنون )
در سالهای اخیر گزارشهای را مبنی بر برخوردهای مسلحانه بین کوچی ها یی که در طول تابستان به مناطق مرتفع مرکزی کشور می کوچند و مردم محل که عمدتا اقوام هزاره هستند دریافت نموده ایم . چنانچه طی 5 سال اخیر شاهد برخورد اهالی با کوچی ها در بهسود ولایت میدان ـ وردک و هم چنین منطقه ناهور ولایت غزنی بوده ایم که تلفات جانی و مالی راهم به دنبال داشته است . مردم محل ادعا دارند که حق استفاده از علفچراها متعلق به باشندگان دایمی همان محلات است زیرا یگانه وسیله معشیت مناسب در مناطق مرکزی پرورش مواشی استکه آنهم متکی به همین علفچرهای موجوده مناطق مرکزی است .اما کوچی ها ادعا دارند که مناطق مرتفه مرکزی افغانستان ساحه علفچر های تابستانی شان بوده و ایشان در این زمینه داری اسناد مالکیت نیز هستند. این اسناد مالکیت عمدتا در اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19 م از طرف شاهن همان وقت صادر شده است.56
بار دیگر در بهار 1386 آوازه ظلم و چپاول گری کوچی ها از مناطق هزاره جات افغانستان در سر تاسر جهان پخش شد.57
· بهار 87(2008میلادی)
وباردیگری بعد از چندین سال آرامش درحکومت قانون و مدعی دموکراسی کوچی های تحریک شده از جانب حلقات معلوم الحال سبب ناآرامی هزارجات وباعث آواره شدن هزاران زن ، کودک ، پیروجوان گشته است وهمچنان چند نفر به قتل رسیده و تعدادی زخمی و تعدادی هم مفقودالاثر شده است.58
رابطه کوچیها و ساکنین منطقه :
افغانهای کوچی در هزاره جات می آمدند چای و پارچه و... را در سر خانه میگذاشت و می گفت سال دیگر من از اینجا پولش را می گیرم.59
رابطه تجاری
تجارت کوچ نشینان افغانستان مرکزی از 50ـ60 سال قبل آغاز شد...تعدادی در هر محل که اردو بزنند از وردک گرفته تا سراسر هزاره جات با چادرهای پاکستانی خود بازار کوچکی بر پا میکنند .هدف عمده ی آنها رسیدن به یک یا دو تا از سه بازاری بزرگی است که درست در مرکز افغانستان برگزار میشود.60
داد و ستد معمول در بازار یا به صورت نقدی یا قسمتی با کالا است و اغلب پرداخت بهاء کالا تا سال بعد به تاخیر می افتد. نوع اخیر دادو ستد در بین هزاره جان به خصوص با قبیله های مجاور رایج است.61
قدمت این بازارها زیاد نیست؛ زمان شروع به کار آنها از حدود سال 1930 است . قبل از آن فقط یک بازار و آن هم در جلگه کرمان واقع در بخش غربی هزاره جات در محلی به نام ده زنگی واقع بود . به دلایل گوناگون و بخشی به علت فشار کوچ نشنان شرق بازار فوق الذکر به طرف غرب و به منطقه ایماق منتقل شد.62
در این دادو ستد و در مبادلات سود غیر خالص سالیانه کوچ نسینان هرگز کمتر از 100درصد در سال نبوده و اغلب بیشتر از 200درصد است. بهاء کالایی که هزاره از کوچ نشین میخرد به ندرت نقدی پرداخت می شود؛ بدهی ثبت میشود و تصفیه آن تا سال بعد به تعویق می افتد . اغلب بدهی تبدیل به تعهد واگذاری گندم در سال بعد میشود و اگر تصفیه دیون بیش از یک سال طول بکشد معمولا به ازای هر سال دو برابریا سه برابر میشود ودر پی این مطلب بین قیمت پیش پرداخت و جاری گندم تفاوت ایجاد می شود که پرمنفعت ترین نظام برای کوچ نشینان میباشد.
برای هزاره این نظام یک دور تسلسل باطل است. زیرا در تصفیه حساب نهایی بدهی معوقه کوچ نشینان گوسفند گاو و در وهله آخر زمین را تملک میکنند.
نتیجه آن تجارت گوسفند در مقیاس عظیم برای تامین غذای مناطق پر جکعیت شرقی است فعالیتهای قدیمی محل و نقل کاروانی بین هند و افغانستان و سر انجام غلبه بر مرکزافغانستان.
نتایج تجارت کوچ نشینان با هزاره ها (دادو ستد قبایل مجاور ) در اثر تقابل تاریخی و کهنه این دو گروه سوداگر در جریان توسعه خاص خود تاثیر گسترده ای دارد؛این حقیقت که کوچ نشینان در حوزه سیست و توان ماد ی طرف حاکم هستند.63
باید بگوییم اکنون انگیزه تملک زمین نسبت به هر زمانی در گذشته قوی تر شده است. دلیل این موضوع آن است که متهورترین افراد کوچ نشین پی برده اند که دیگر سختیهای زندگی آنها به عنوان تاجران کاروان و استثمار آهسته هزاره ها کاملا مطابق نیاز روز و با ارزش نیست ملاحظات سیاسی هم در این مسئله مورد نظر است. 64
پی نوشت ها:
1.کوچ نشینی در ایران(پژوهشی درباره عشایر و ایلات)،سکند اماناللهی بهاروند،آگاه،؟،تهران،ص1
2.همان،ص3
3.همان،ص2و3
4.اقوام_کوچ نشینی(مجموعه مقالات)،به کوشش محمد حسین پاپلی یزدی،آستان قدس رضوی،1372،مشهد،ص 14
5.همان،ص14و15
6.مردم هزاره و خراسان بزرگ ،محمد تقی خاوری،عرفان،1358،تهران،ص 15
7.اقوام_کوچ نشینی(مجموعه مقالات)،به کوشش محمد حسین پاپلی یزدی،آستان قدس رضوی،1372،مشهد،ص 27
8.همان،ص 26
9.
10.هزاره ها در جریان تاریخ،محمد اسحاق اخلاقی، شرایع ،جلد 2،1380،قم،ص 212
11.هزاره های افغانستان،سید عسکر موسوی،مترجم:اسدالله شفایی،اشک یاس،1387،تهران ،ص 171
12.هزاره ها در جریان تاریخ،محمد اسحاق اخلاقی، شرایع ،جلد 2،1380،قم،ص 268
13.اقوام_کوچ نشینی(مجموعه مقالات)،به کوشش محمد حسین پاپلی یزدی،آستان قدس رضوی،1372،مشهد،ص 26
14.هزاره های افغانستان،سید عسکر موسوی،مترجم:اسدالله شفایی،اشک یاس،1387،تهران ،ص 159
15.همان، ص 179
16.هزاره ها در جریان تاریخ،محمد اسحاق اخلاقی، شرایع ،جلد 2،1380،قم،ص268
17.هزاره ها از قتل عام تا احیای هویت،بصیر احمد دولت آبادی،ابتکار دانش،1385،قم،ص 172
18.همان،ص 176
19.همان،ص179
20همان،ص183
21.همان،ص205
22.همان،ص208
23.
www.armans.info
24.هزاره ها در جریان تاریخ،محمد اسحاق اخلاقی، شرایع ،جلد 2،1380،قم،ص269
25 نژادنامه افغان،ملا فیض محمد کاتب،اسماعیلیان،1372،قم،ص57و58
26.همان،ص59
27. همان،ص59
28.همان،ص 59
29.همان،ص،71و72
30.همان،ص80
31.همان،ص97
32.همان،ص96
33.همان،ص98
34.همان،ص99
35.همان،ص99و100
36.همان،ص100
37.همان،ص103
38.همان،ص101و102
39.همان،ص104
40.همان،ص108
41.سراج ،فصلنامه مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان،شماره18،پاییز1387،قم،ص161
42.همان،ص167
43.همان،ص169
44.اقوام_کوچ نشینی(مجموعه مقالات)،به کوشش محمد حسین پاپلی یزدی،آستان قدس رضوی،1372،مشهد،ص218
45.هزاره های افغانستان،سید عسکر موسوی،مترجم:اسدالله شفایی،اشک یاس،1387،تهران ،ص135
46.هزاره ها از قتل عام تا احیای هویت،بصیر احمد دولت آبادی،ابتکار دانش،1385،قم،ص172
47.همان،ص171
48.همان،ص170
49.هزاره ها در جریان تاریخ،محمد اسحاق اخلاقی، شرایع ،جلد 2،1380،قم،ص435
50.؟
51.هزاره ها در جریان تاریخ،محمد اسحاق اخلاقی، شرایع ،جلد 2،1380،قم،ص514و515
52.فریاد کوهسار،غلامحسین حیدری خوات،مولف،1386،ص120
53.همان،ص 124و123
54.
55.
azaranica Google Groups.htm.www
56.فریاد کوهسار،غلامحسین حیدری خوات،مولف،1386،ص180و181
57.همان،ص147
58. www.armans.info
59.هزاره ها از قتل عام تا احیای هویت،بصیر احمد دولت آبادی،ابتکاردانش،1385،قم،ص499
60.همان،ص28و29
61.همان،ص30
62.همان،ص31
63.همان،ص34
64.همان،ص40
مقدمه:
با توجه به اینکه جامعه افغانستان که از قومیتهای متعددی تشکیل شده است. اما متاسفانه دولتهای حاکم هیچ گاه سعی در مشارکت دادن اقوام و گروهها در امور افغانستان نکرده این امر سبب شده تا این هویتهای قومی نادیده گرفته شود و با انکار حق مشارکت سیاسی اقوام در ساختار حکومت بحران ملی پدیدآید.انحصار گرایی دولتهای حاکم ایجاب میکرد تا افغانستان اینگونه اداره شود..هنگام اشغال افغانستان توسط شوروی دولت حاکم نیاز به مشارکت تمامی اقوام افغانستان داشت و مجبور بود برای بقای خود از تمامی اقوام استفاده کند. در خلال جنگ مسئله تبعیض، قوم گرایی و تفرقه مطرح نبود وهمه باهم در مقابل یک دشمن مشترک یعنی کمونیست می جنگیدند. بدون در نظر داشت تعلقات قومی و قبیله ای با یکدیگر همراه و هماهنگ می جنگیدند در خلال جنگ ملت هزاره را که ادعا می کردند حدود دو یا سه درصد جمعیت افغانستان را تشکیل می دهد ودر ساختار حکومت هیچ نقشی را برایش قائل نبودند شاهد هستیم که چگونه در کابل در مقابل کمونیست ها می جنگد یا در بامیان و... قسمتهای مهم و حساسی را از اشغل رزیم اشغالگر آزاد میکند اما پس از پایان جنگ و خروج ارتش سرخ از افغانستان جنگهای داخلی ایجاد شد زیرا تمامی اقوام وگروههاخواستار شرکت در حکومت آینده افغانستان و احقاق حق خود بودند و رژیم حکومتی سابق این را نمی توا نست بپذیرد و... شهید مزاری با ایجاد وحدت میان سه قوم ازبک، هزاره و تاجیک می خواست سنت حاکم بر جامعه و روش نادرست به وجود آمده در کشور را که همه امتیازات اجتماعی ، سیاسی و دینی را حق انحصار قوم و قبیله ی خاصی می دانست، بشکند شهید مزاری با تشکیل حزب نصر افغانستان به اتحاد و جمع آوری شیعیان پرداخت و پس از آن با تشکیل حزب وحدت که احزاب مختلف شیعی در آن ادغام شدند و مزاری را با عنوان رهبر حزب به رسمیت شناختند ،او خواستار برابری عدالت و عدم تبعیض قومی و نژادی بود که متاسفانه بر اثر آن فکر منفی که در اذهان و هم چنین سردمداران قوم حاکم ملکه شده بود مانع از ایجاد فضای دوستی و برابری می شد چون نمی خواستند ملتی را که سالها از تمام حقوقشان را نادیده گرفته بودند و جمعیت آنها را حدود دو یا سه درصد معرفی می کردند اکنون بعنوان کسانی که در ساختار آینده افغانستان مشارکت داشته باشند،بپذیرند .
شهیدمزاری دراین راستا برای برقراری عدالت اجتماعی ورفع ظلم وبی عدالتی فعالیت های پرثمری را انجام داد.
شهید مزاری برای اولین بار عدالت اجتماعی را به عنوان یک اصل پایدار در نهضت فکری و سیاسی مردم افغانستان مطرح کرد به عقیده او زمانی مردم افغانستان به انسجام و وحدت می رسند که تمام مردم افغانستان بدون توجه به مسئله نژاد و قومیت از حق یکسانی برخوردار باشند.شهید مزاری به بحران جامعه ی خویش به درستی اگاه بود او تمام معضلات کشور را بر خاسته از بی عدالتی میدانست و با نظام نا عادلانه ، غیر انسانی و انحصاری که به شکل یک سنت در کشور در امده بود مبارزه می کرد از این روعدالت اجتماعی را به عنوان اساسی ترین شعار مبارزه اش و اصلی ترین اندیشه برای اگاهی بخشی به جامعه خود انتخاب کرد ، با تو جه به نقش و جایگاه مهمی که در افغانستان داشت در مورد این شخصیت تصمیم به تحقیق گرفتم.
دربخش اول برای آشنایی خوانندگان با شهید مزاری مرورکوتا هی به زندگی وی شده است.دربخش دوم ملت سازی در اندیشه شهید مزاری به دست بررسی سپرده شده است. و دربخش سوم عدالت در اندیشه ایشا ن از منظرسیاسی، اجتماعی ، اداری، فرهنگی پرداخته ایم و در بخش چهارم دیدگاه و نظر چند تن از نویسندگان ، شاعران و شخصیت ها ی مذهبی و سیاسی در باره ی ایشان ارائه نموده ایم و در آخر بعضی از سایت های اینترنتی وکتابهاومجله هایی که درارتباط با ایشان هست، معرفی گردیده است تا بتوان با نگاهی اجمالی و مختصر ، نقش فکری و سیاسی مزاری در افغانستان نشان داده شود. امید وارم مورد توجه قرار بگیرد و کوتاهی های وارده را بر بی تجربگی و عدم آشنایی با مسائل سیاسی و اجتماعی افغانستان بدانید و پیشا پیش از قصورات و کوتا هی هایی که در این مورد داشته ام معذرت می خواهم.
مرور کوتاهی بر زندگی شهیدمزاری:
شهید عبدالعلی مزاری در سال ۱۳۲۶ هجری شمسی در روستای نانوایی چهار کنت از توابع ولایت بلخ چشم به جهان گشود. پدرش حاجی خداداد، زراعت پیشه و مالدار بود. خانواده حاجی خداداد اصلا از سرخجوی ورس به شمال افغانستان مهاجرت کرده بودند. در دورانی که عبدالعلی مزاری به دنیا آمد، خانوادهی او چون بسیاری خانوادههای دیگر در زمستان به قشلاق و در تابستان به ییلاق می رفتند.
عبدالعلی نیز چون دیگر اطفال در دامداری و زراعت به خانواده کمک می کرد. در کنار این دروس ابتدایی را زمستان ها در مدرسهی نانوایی فرا گرفت. سپس به صورت تمام وقت تعلیمات دینی را در مدرسه چهارکنت و مزار شریف ادامه داد. تحصیلات ابتدایی:
شهید مزاری در بیست سالگی با برخی چهره های مبارز زمانش آشنا شد. در همین سنین با شهید سید اسماعیل بلخی از نزدیک آشنا گردیدو بلخی، عبدالعلی جوان را تشویق به تداوم تحصیل و خدمت عسکری می کند. در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی شهید به سربازی می رود و دوران سربازی را در کابل، خوست و گردیز سپری می کند. در ضمن خدمت، درسش را نیز نزد یک مولوی سنی مذهب افغان ادامه می دهد. خدمت سربازی برای مزاری بسیار آموزنده بود. از یکسو به او کمک شد که با محرومیت مردم دیگر مناطق افغانستان آشنایی بیشتر پیدا کند و از سوی دیگر با ساختار پر از فساد و تبعیض دولت حاکم آشنا گردد.
ادامه تحصیلات در خارج:
عبدالعلی مزاری با ختم خدمت سربازی مدت کوتاهی در افغانستان می ماند. پس از آن برای ادامهی تحصیلات به ایران می رود. در سال ١٣۵٠ هجری شمسی قم را به عنوان محل تحصیلش انتخاب می کند. این سالها در ایران اوج مبارزات ضد شاهنشاهی است. مبارزات ضد سلطنتی مردم ایران و فضای سیاسی و فکری آن روز حوزه علمیه قم، مزاری را بیشتر از گذشته به فعالیت های سیاسی و جریان های انقلابی علاقمند می سازد. نظام فرسوده ی شاهی افغانستان بدتر از شاهنشاهی ایران غرق فساد بود. او افغانستان و محرومیت ها را دیده بود.با حلقات مبارزان شیعه افغانستان ارتباط و دوستی نزدیک داشت. بنابرین مزاری در مدت کوتاهی با رهبران انقلاب ایران آشنا شد. سفری به نجف رفت و با آیت الله خمینی از نزدیک دیدار کرد.
سال های اقامت مزاری در ایران، عراق، سوریه، پاکستان و ترکیه پر از شور و تلاش بود. او در کنار فعالیت های سیاسی و همکاری و همفکری با شخصیت های رده اول انقلاب، در سال١٣۵۵ موفق شد تا درس سطوح حوزه را به پایان برساند. فعالیت های سیاسی :
به دنبال کودتای هفت ثور و قیام سه اسفند ١٣۵۷ مردم چهارکنت، مزاری به زادگاهش بر گشت و در کنار مجاهدین به جنگ مسلحانه با دولت و متجاوزان شوروی پرداخت. در همین سال ها با همکاری و هماهنگی جمعی از همفکرانش سازمان نصر افغانستان را بنیان گذاشتند.
مزاری در سال١٣۶٠ هجری شمسی بار دیگر به خارج سفر کرد و فعالیت های سیاسی خود را در ایران پی گرفت. او در سال ١٣۶۵به افغانستان بازگشت .
در این سالها وجود جنگ های شدید داخلی این احساس را در میان سران احزاب به وجود آورده بود که وحدت یگانه راه برون رفت از مشکلات است. بدینسان می توان مزاری را در کنار سایر رهبران جهادی یکی از افراد موثر در ادغام احزاب هشتگانه شیعی و تشکیل حزب وحدت اسلامی در سال ١٣۶۸ دانست.
شورای مرکزی حزب وحدت در سال ١٣۷٠هجری شمسی، عبدالعلی مزاری را در غیاب وی در حالیکه از سفر ایران و به صورت مخفیانه از طریق هرات به بامیان برمیگشت، به عنوان دبیرکل شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی انتخاب کرد. در اوایل زمستان ١٣۷٠ هجری شمسی شهید مزاری از طریق ولایت فراه خود را به بامیان رساند. پس از سقوط حکومت کمونیستی در کابل و استقرار مجاهدین در پایتخت، او از طریق مزار شریف وارد کابل می شد و در غرب کابل مستقر گردید. سالهای استقرار مزاری در غرب کابل، متاسفانه همزمان شد با جنگ های خونینی که بین متحدان قبل از پیروزی و فاتحان امروز شعله ور گردید. حزب وحدت اسلامی به دبیر کلی عبدالعلی مزاری، حزب اسلامی به رهبری حکمتیار و جنبش ملی به رهبری عبدالرشید دوستم از یکسو و جمعیت اسلامی به رهبری ربانی و فرماندهی احمد شاه مسعود و برخی دیگر از احزاب جهادی از دیگر سو که اتفاقا اداره شهر کابل نیز در دست آنان بود، جنگ های طولانی مدتی را برای کنترل قدرت آغاز کردند. هر یک از طرفین، طرف مقابل را متهم به انحصار طلبی در قدرت می کرد. در شهریور ١٣۷٣در پی یک اختلاف شدید داخلی، حزب وحدت به دو شاخه تقسیم شد که رهبری یک شاخه از آن به عهده شهید مزاری بود و شاخه دیگر که محمد اکبری آن را هدایت می کرد در صف موافقان حکومت در کابل قرار گرفت. هرچند که شواهد قابل استناد برای تشخیص مجرم واقعی در جنگ ها وجود ندارد (زیرا هر یک از طرفین ادله ای برای اثبات ذیحق بودن خود ارائه می کنند) اما می توان گفت که آن سالها، شاید از تلخ ترین سالهای تاریخ افغانستان باشد. همزمان با جنگ های کابل، جنبش طالبان که یک جنبش کاملا نو ظهور و نا آشنا بود از جنوب افغانستان اعلام موجویت کرد و به سرعت با تصرف مناطق مختلف افغانستان به سمت کابل نزدیک شد.
شهادت مزاری :
در اواخر سال ١٣۷٣ جنبش طالبان تا نزدیکی های کابل پیشروی کردند. ظهور طالبان تمام معادلات قدرت در افغانستان و مخصوصا در کابل و اطراف آن را دگرگون نمود. «شهید مزاری» در آغاز با فرستادن بخشی از زبده ترین نیروهای خویش به ولایت غزنی به مقاومت در برابر پیشروی طالبان پرداخت. نیروهای اعزامی حزب وحدت در آغاز موفق شدند مواضع طالبان را در اطراف شهر غزنی متصرف شوند. اما به دنبال عدم همکاری نیروهای محلی آنان نتوانستند جبهه ای موثر بر ضد طالبان در غرنی فعال سازند.
با شکست طرح فعال ساختن جبهه در ولایت غزنی، مزاری مذاکرات با طالبان را که از چندی پیش آغاز شده بود جدی تر دنبال نمود. اما با کنار رفتن حزب اسلامی از حلقه اتحاد و مستقر شدن طالبان در چهار آسیاب غرب کابل در محاصره کامل قرار گرفت. سرانجام، حزب وحدت اسلامی در غرب کابل شکست خورد و «عبدالعلی مزاری» در اسفند ١٣۷٣ در چهارآسیاب به دست طالبان به شهادت رسید. طالبان تلاش نمودند تا از پذیرش مسولیت شهادت «رهبر حزب وحدت» شانه خالی کنند و شهادت او را بیشتر یک سانحه هوایی وانمود سازند.
شهید مزاری پس از شهادت از غزنی تا مزار شریف بر دوش هواداران خود تشییع و در شهر مزار شریف به خاک سپرده شد.
گفته می شود که شهید مزاری ببیعد از اسارت، به دست نیروهای طالبان شکنجه شده . پس از مثله شدن به شهادت رسیده است.
( http://www.mardomhazara.mihanblog.com/post/1
http://hazara.blogfa.com/cat-1.aspx)
ملت سازی دراندیشه شهید مزاری:
ملت واحد و مبتنی بر عدالت اجتماعی در هر جامعه، یک ضرورت است و زمانی به تحقق می رسد که افراد آن جامعه به اراده مشترک رسیده و احساس تعلق به سرزمین واحد و مشترکات تاریخی، فرهنگی و...آنان را گرد هم آورده باشد. تا زمانیکه روحیهی همگرایی و باور به زندگی مشترک و احترام به شخصیت حقیقی یکدیگر در افراد جامعه احیاء نگردد، بعید است که ملّت واحد و مستقلی در افغانستان شکل بگیرد. شهید مزاری به این نکته واقف بود و میخواست از طریق رعایت حقوق برابر افراد در جامعه،عرصه را برای ایجاد ملّت واحد، انسجام ملّی و تأمین حقوق شهروندی آماده نماید وملّتی را به وجود آورد که در آن تفاوتهای زبانی و نژادی مطرح نباشد وهیچ یک«از اقوم افغانستان هیچگونه خصومت و دشمنی را با اقوم دیگر نداشته باشد و پشتونها را برادرش بداند و ازبکها را برادش بداند و مزاره را برادرش بداند،همین طور بلوچ و نورستانی و باقی اقوم افغانستان، اینها برادرند، اینها در یک خانه مشترک زندگی میکنند، دست به دست هم بدهند و مشترکاً این خانه خراب و جنگ زده خودشان را بسازند و براین جهت از گذشته کرده، حالا هم امیدوار هستیم که خصوم00تها کم شده و به سوی وحدت ملّی پیش میرود».(مجموعه مصاحبه های استاد مزاری،فریاد عدالت،سال١٣٧٣، ص۷۸)
شهید مزاری باهرگونه عواملی که منجر به بی ثباتی و عدم رعایت حقوق مردم در کشور میشد شدیداً مخالف بود و اعتقاد داشت که این گونه مسائل جلو پیشرفت کشور را میگیرد ایشان به طور صریح گفته بودند:«حزب وحدت اسلامی از هرطرحی که من0جر به عدالت اجتماعی در افغانستان گردد و حقوق ملّیتهای محروم را اعاده کند استقبال میکند. برای ما مهم نیست که لویه جرگه تشکیل شود و یا مجلس ملّی، مهم این است که حقوق مردم در نظر گرفته شود، به تناسب حضور و میزان جمعیّت شان در تصمیمگیریها سهیم باشند».(منشوربرادری،به یادرهبرشهید بابه مزاری،ص ۳۷۴)
شهیدمزاری بادرک درست ازمشکلات جامعه افغانستان به سرنوشت مشترک میاندیشید و براین اعتقاد بود،که نمیتوان با منطق اصالت زور بر افغانستان حکومت کرد. حکومت افغانستان مختص به قوم خاصی نیست بلکه باید تمام مردم افغانستان در ادارهی این کشور سهیم باشند.
قبل از حمله شوروی در افغانستان حاکمیت ازآن قوم خاصی(پشتون) بودو برخوردار از تمامی امتیازات جامعهی افغانستان بودند. درحق سایر اقوام افغانستان همیشه اجحاف و بیعدالتی صورت میگرفت. امّا با حملهی شوروی و از بین رفتن حاکمیت مطلق پشتون در افغانستان_برای سایر اقوام نیز فرصت پیش آمد تا طبق لیاقت و شایستگی درعرصه های مختلف حضوری فعال و مشترک داشته باشند_چون مفتضای حاکمیت زور، تضعیف یا برداشته میشود برای سایر اقوام نیز برای سایر اقوام نیز فرصتی ایجاد میشود تا بتوانند در ادارهی حکومت و تشکیلات حکومتی سهیم باشند.
شهید مزاری نیز با توجه به آگاهی ازاین مسئله به ارائه نظریات اصلاح گرایانهای در حکومت و جامعه افغانستان پرداخت و عملاً نیز راه کارهایی را برای رسیدن به ملّت واحد و مشترک ارائه نمود از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
١)هم بستگی ملّی:
وجود یک ملّت متحد و بکپارچه همانطور که در رفع جنگهای داخلی موثر است برای دشمنان خارجی و مخالفان وحدت ملّی آن کشور نیز نگران کننده است، لذا برخی از عناصر داخلی و خارجی تمام تلاش خود را نمودهاند و با سوء استفاده از تنوع ترکیب قومی در افغانستان و موقعیت استراتژیک این کشور به جای برادری و اتّحاد ملیتها، دشمنی ملیتها را مطرح کردند. شهید مزاری با آگاهی از توطئه دشمنان مردم افغانستان و پیامدهی مخرب نفاق ملّی، اصالت وحدت ملِّی را در سطح ملّی و گزوههای سیاسی مطرح کرد وگفت:
«ما با همه تنظیم ها سر جنگ نداریم، دوست هستیم، با همه ملتها سر دشمنی نداریم و دوست هستیم و وحدت ملّی را درافغانستان یک اصل میدانیم»( احیای هویت ،مجموعه سخنرانیهای استادمزاری ص ١۴۶). شهید مزاری اختلافات قومی را مانع رسیدن به وحدت ملّی میدانست و معتقد بود تا زمانیکه نخبگان سیاسی جامعه ما از دلبستگیهای نژادی و گروهی خود بر ندارند، محال است که وحدت ملّی و یک ساختار سیاسی فراگیر و فراقومی و فراجناحی درافغانستان به وجود آید. ایشان معتقد بودند: «رهبران سیاسی و حقوق دانان جامعهها حکومت را باید با سعه صدر تشکیل دهند، تا هم مردم خود را شریک آن بدانند وهم برای تحکیم پایههای0 آن تلاش نمایند واین ممکن نیست مگراینکه از قالبهای محدود حزبی بیرون رفته و روی منافع و مصالح ملّی تفکر صورت گرفته و تصمیم گرفته شود».(منشوربرادری ص،۴۶۶)
٢)مشارکت در نظام سیاسی کشور:
جامعه افغانستان، جامعهای سنتی و قبایلی است. که دارای تنوع نژادی و قومیتی میباشد. روابط این اقوام در طول تاریخ در نوسان بوده و در بیشتر موارد خصمانه ذکر شده است. هر چند که دارای اشترکات زیادی نیز هستند و اسلام به عنوان دین اکثریت مردم جایگاه ویژهای در جامعه سنّتی و قبایلی افغانستان دارد. امّا هیچ وقت از این اشترکات دینی و فرهنگی مورد استفاده قرار نگرفته که در بعضی موارد سوءاستفاده از این اشترکات شده است مانند تکفیر شیعیان دردورههای مختلف و حکم به کشتن شیعیان،که در دوره عبدالرحمان حدود ٦٠درصد از جمعیّت شیعیان از بین میروند. و کشتن مردم افغانستان به جرم شیعه بودن را در دوره طالبان نیز شاهد هستیم که مردم بامیان، یکاولنگ، مزار و... را قتل وعام میکنند.
شهید مزاری تمام تلاش خودرا بهکار برد تا به مردم افغانستان بفهماند که ما تاریخ، فرهنگ ملیّت و سرنوشت مشترک داریم و این مشترکات اقتضا دارد تا در کنار هم زندگی مسالمت آمیز و برادرانه داشته باشیم. به خاطر همین شهید مزاری میزان جمعیّت اقوام و تناسب ترکیب جمعیّتی اقوام را به عنوان یک راه حل دراین زمینه مطرح کرد وگفت:
«هر ملیّتی به تناسب واقعیّت وجودی وحضورخود در این کشور در سرنوشت سیاسی خود سهیم باشند».(مجموعه مصاحبه های استادمزاری،فریادعدالت ص ٢۵)
حضور و مشارکت در نظام سیاسی آینده بر اساس واقعیّتهای موجود در کشور صورت بگیرد وهیچ یک از گروههای قومی احساس نکنند که از ساختار سیاسی افغانستان حذف شدهاند.
٣)کنار نهادن مسائل اختلاف بر انگیز:
افغانستان به دلیل برخورداری از موقعیّت استراتژیک جغرافیایی همواره مورد هجوم و تاخت و تاز دشمنان داخلی و خارجی قرار گرفته است. همان طور که قبلاً ذکر کردیم افغانستان از قومیت های گوناگونی تشکیل یافته است. متأسفانه همواره عدهای از تنوع نژادی و زبانی، مذهبی در افغانستان سوءاستفاده کردهاند و با انداختن اختلاف بین اقوام افغانستان به نفع خود بهره برداری نمودهاند. زیرا افغانستان متّحد و یکپارچه ر ابه ضرر ومنفعت0 ملّیشان تصوّر میکردند. شهید مزاری به ظلمی که از این ناحیه بر مردم افغانستان رفته بود واقف بود. و میخواست در افغانستان وضعیت وفضایی به وجود آید که دیگر،دخالت بیگانگان و مسایل اختلاف برانگیز نتواند مشترکات تاریخی ، فرهنگی ، دینی مردم این کشور را که باعث به وجود آمدن ملّت متحد و یکپارچه میشود را بگیرد. شهید مزاری با آگاهی از این مسائل تلاش میکرد تا اجازه داده نشود به کسانیکه میخواهند در افغانستان اختلاف ایجاد کنند و جلوی آنها را بگیرد. ایشان میگفتند:«هر کس بیاید در بین شما، مسئله گروه، قوم، نژاد، تفرقه را تبلیغ کند،جلویش را بگیرید».(احیای هویت ،مجموعه سخنرانیهای استادمزاری ص١٦٩).
«من هیچ وقت نه شیعه گفتم ونه سنی، نه بعد از این هم می گویم، جون شیعه، سنی واین مسایل بازی است».(منشوربرادری،ص ١٧٤) «در اسلام نه هزاره مطرح است، نه افغان(پشتون)، نه ازبک مطرح است، نه تاجیک مطرح است. فقط در اسلام مسئله لاالهَالاّالله وتقوا مطرح است».(همان-ص ١٢ ) شهید مزاری مشکل کشور افغانستان را فقدان رفتار و روابط انسانی و حاکمیت جور وجهل و تبعیض در جامعه میدانست. ایشان با الهام از آموزههای اسلام پیام برابری،برادری و کرامت انسانی را میگفت و حل مشکل افغانستان را برداشتن تبعیض و اعتقاد به برابری و برادری انس مذهبی وقومی میدانست.
عدالت در اندیشه شهید مزاری:
«افغانستان خانه مشترک همه ملیتهاست و ما خواهان برادری همه اقوام میباشیم»﴿ www.mazary.net ﴾ شهید مزاری خود از قوم و ملیتی به پا خواسته بود که سالها 0طعم تلخ ظلم و ستم و بی عدالتی از طرف حاکمان مستبد و اعضا طلب را که همه چیز را در اختیار داشتند و بیشتر امتیازات اجتماعی را از آن قوم خود میدانستند و دیگر اقوام را برده ومطیع خود میپنداشتند چشیده بودند. شاید به همین دلیل بود که دیگر نمیخواست اعضا و قدرت فقط در درست قوم خاصی باشد. به گفته رهبر شهید:افغانستان خانه مشترک همهی ملیتهاست، ایشان تأکید داشتند که برادری باید بر پایه برابری استوار باشد، زیرا برادری زمانی تثبیت می شود که همهی برادران از حقوق و امتیازات مساوی بر خوردار باشند واین کار تنها با برقراری عدالت در تمامی زمینهها بین اقوام افغانستان میسر میشود.
حق طلبی و عدالت خواهی بزرگترین وگرانبهاترین میراث شهید مزاری است. شهید مزاری اولین کسی است که در افغانستان فریاد عدالت خواهی را سر داد ومصرانه خواستار آن شد. به گفته ایشان« حق خواستن ملیتها به معنی برادری ملیتها است نه دشمنی ملیتها».(احیای هویت،ص ۸۷)
1)عدالت سیاسی :
"بیش از دو قرن است که قدرت سیاسی در انحصار اندیشه های تبعیضی و نژادی درآمد، وتمام تلاش آنها این بود که در عرصه های سیاسی و اجتماعی بر تمام افراد جامعه حاکم باشند که نتیجه ی آن نفاق اجتماعی در سایه ی حاکمیت مطلق العنان طایفه ای بود. پروژه ی استقرار حاکمیت یک طائفه بر اقوام و ملیتهای مختلف و در مجمو0ع بر ساکنان یک سرزمین توسط امیر عبدالرحمان تحقق پذیرفت. آنچه که این امیر پولادین استقرار داده بود اختناق بود. پس از وی نیز جانشینانش همین رویه را ادامه دادند ودرمحیط اجتکاعی ما یک سیستم حکومتی غیر انسانی با مجموعه ای از نیروها و حرکتهای پراکنده ای که به صورت معارض قدرت و سلطه ی بی چون و چرای استبداد و ستم تظاهر یافته است، خلاصه می شود،جنبش های معارض افغانستانی چنانکه تاریخ گواهی می دهد یکسره در پی تطبیق و اجرای ایده ها و ذهنیتهای شخصی و مورد علاقه خود در جامعه بوده اند و کمتر کوشش کرده اند تا از راه طرح مشکل اصلی این جامعه در پی علاج دردها و نابسامانی های آن برآیند. خطوط کوشش های این گروهها دارای تفاوتهای بیش از حد است و همین0 امر شاید به زعم برخی مانع از آن باشد که جنبش های روشنفکری را اعم از مشروطیت و مارکسیسم و اسلامگرایی ماهیتاً یکی بخوانیم" این جنبشها در فقدان انسانیت و ادامه دادن تبعیض و انحطاط در جامعه با همدیگر اشتراک دارند.هریک از این جنبشها را در افغانستان تجربه کرده ایم ، مزاری فقدان رفتار و روابط انسانی واستیلای جور وجهل و تبعیض بر مناسبات آدمیان در جامعه را یگانه معضل این جامعه می دانست با انسانی شدن سیاست و به تبع آن انسانی شدن رفتار و مناسبات اجتماعی و مدار قرار گرفتن تقوی و کرامت به جای زبان و نژاد و نابودی اندیشه های تبعیضی ونژادی است که دین و مذهب جایگاه شایسته ی خود را در وجود آدمی باز می یابد .
درست است که او یک هزارهء شیعه مذهب بود. اما او نه نژادگرا بود و نه به بازیهای فرقه ای و مذهبی علاقه نشان می داد. هزاره به عنوان یک انسان تحقیر شده که بایست0ی از او رفع تبعیض و تحقیر گردد برای او مطرح بود و کیش تشیع به عنوان باور اعتقاد انسان، از نظرگاه او ارجمند و شایستهء احترام بود و لذا می باید همسان با سایر مذاهب اسلامی دارای رسمیت و آزادی در کشور باشد پیام مزاری راه خروج از ظلمت، ایمان به انسانیت و قبول برابرای انسانها بدون مد نظر داشتن تعلقات لسانی، مذهبی و قومی است.
مزاری فقدان رفتار و روابط انسانی و استیلاء جور و جهل و تبعیض بر مناسبات آدمیان در جامعه را یگانه معضل این جامعه می دانست. لذا با الهام از آموزه های توحیدی اسلام، پیام برادری، برابری و کرامت انسانی را سر می داد و حل مشکل را در گرو احیاء انسانیت، احترام به انسان و اعتقاد به برابری انسان می دید. پیام او پیام انسانیت است. درست است که او یک هزارهء شیعه مذهب بود. اما او نه نژادگرا بود و نه به بازیهای فرقه ای و مذهبی علاقه نشان می داد. هزاره به عنوان یک انسان تحقیر شده که بایست00ی از او رفع تبعیض و تحقیر گردد برای او مطرح بود و کیش تشیع به عنوان باور اعتقاد انسان، از نظرگاه او ارجمند و شایستهء احترام بود و لذا می باید همسان با سایر مذاهب اسلامی دارای رسمیت و آزادی در کشور باشد.اکنون با گذر دو دهه از ظهور عینی بحران در جامعه و قریب به نیم قرن تلاش و مبارزهء مستمر سیاسی و قسماً نظامی، ما با انبوهی از تجربیات روبرو هستیم. و کار و کارنامهء جنبش های بزرگ مدعی اصلاح و نوسازی را از قبیل "مشروطیت" و "مارکسیسم"و "اسلامگرایی" تجربه کرده ایم. اما از لحاظ پایان بحران و حل مشکلات همچنان در نقطهء ابهام به سر می بریم. توجه به الگویی که آقای مزاری ارائه می دهد نیز اهمیت و ضرورت لازم را پیدا کرده است. توجه به مدل مبارزاتی او که خود بر شناخت ویژه از مشکل اصلی مردم افغانستان مبتنی است، مزاری را به عنوان یگانه شخصی که کوشش کرده است عهد تازه ای از تاریخ جامعهء ما را آغاز کند و تبعیض و انحطاط را منحیث مدار و محور تاریخ گذشته از میان بردارد و انسانیت و رفتار و روابط انسانی را به جای آن استقرار بدهد، آشکار می دارد.پیام او پیام کرامت انسانی وارج و احترام گذاشتن به انسان است. و این پیام کهنگی ناپذیر است و نسل امروز سخت به این پیام نیازمند است. و اهمیت مزاری نیز در همین پیام اوست. نه در اینکه او یک رهبر جهادی است یا یک فعال و کوشندهء سیاسی. مزاری به عنوان یک انسان مظلوم اما مؤمن و وفادار به انسانیت یک نظام ناعادلانه و غیر ان0سانی را زیر سؤال برده و کوشیده که با احیاء انسانیت و احترام به انسان، سیاست را در جامعه انسانی نموده و آن را حق گذار انسان و پاسدار کرامت او قرار دهد.تجربیات شکست خوردهء مشروطیت و مارکسیسم و اسلامگرایی که هر یک در پی استقرار ذهنیت های شخصی و حداکثر حاکمیت ایدئولوژی های معینی در جامعه بودند، راهی را که مزاری جان خود را بر سر آن گذاشت، یعنی احترام به انسان و قبول کرامت انسانی همهء افراد بدون در نظر داشتن تعلقات نژادی، زبانی و مذهبی، به حیث یگانه راهکار حل معضلات جاری پیشاروی نسل معاصر قرار می دهد. ما هیچ راهی جز قبول انسانیت همهء افراد و در نتیجه قبول حق مساوی برای همهء افراد نداریم".)علی امیری،زنده ترازتوکسی نیست،مجموعه مقالات ،صص٤−٣٢)
مزاری حاکمیت استبدادی را محکوم می کرد و برای رفع بی عدالتی شرکت کلیه مردم افغانستان در تعیین سر نوشت آینده شان خواستار بود.و میگفت:" ما سیستم انحصا0ر را به هر شکل و نحو آن رد میکنیم و طرفدار شرکت کلیه مردم افغانستان اعم از زن و مرد ، پیر و جوان برای تعیین سر نوشت سیاسی شان هستیم".)فریاد عدالت ص ۳۲)چون می دانست عدالت اجتماعی زمانی میسر میشود که سیستم انحصار و استبداد از بین برود و زمینه ای ایجاد شود تا نمایندگان واقعی مردم بدون تبعیض و در یک تناسب عادلانه مبتنی بر جمعیتشان در ساختار سیاسی مشارکت داشته باشند ."از نگاه بین المللی همه روی این مسئله قناعت دارند که حکومت آینده را ، رای مردم باید تعیین کند".(www.mazary.net)
۲(عدالت اجتماعی:
شهید مزاری برای اولین بار عدالت اجتماعی را به عنوان یک اصل پایدار در نهضت فکری و سیاسی مردم افغانستان مطرح کرد به عقیده او زمانی مردم افغانستان به انسجام و وحدت میرسند که تمام مردم افغانستان بدون توجه به مسئله نژاد و قومیت از حق یکسانی برخوردار باشند
شهید مزاری به بحران جامعه ی خویش به درستی اگاه بود او تمام معضلات کشور را بر خاسته از بی عدالتی میدانست و با نظام نا عادلانه ، غیر انسانی و انحصاری که به شکل یک سنت در کشور در امده بود مبارزه میکرد. لذا عدالت اجتماعی را به عنوان اساسی ترین شعار مبارزه اش و اصلی ترین اندیشه برای اگاهی بخشی به جامعه خود انتخاب کرد.
٣)عدالت اداری:
مسئله مهم تقسیمات اداری به تناسب توزیع جمعیت اقوام در گسترده جفرافیایی کشوررامطرح کرد،
شهیدمزاری: "تشکیلات اداری قبلی،تشکیلات ظالمانه بوده،حزب وحدت خواهان این مسئله است که تشکیلات سیاسی(اداری)افغانستان تغییربکند،اگرانتخابات می آید،روی نفوس باشد،رای ارزش داشته باشد،نه منطقه جغرافیایی می بینیم که مناطق کشور را به شکل استعماری و استبدادی تقسیم کرده است...بایدعادلانه روی نفوس ولسوالی تقسیم بندی شودوولایات تقسیم وتشکیل گردد"( محمداسحاق فیاض ،توسعه،اولین فصلنامه علمی پژوهشی افغانستان درحوزه مطالعات استراتژیک ،سال۱۳۸۲، ش۹،ص ١٢٢)
٤(عدالت فرهنگی:
برگزاری مراسم مذهبی و به رسمیت شناخته شدن مذهب جعفری را در کنار مذهب حنفی مطرح کرد.
شهید مزاری:"سه چیز در مملکت آینده می خواهیم :
یکی رسمیت مذهب ما ودیگر اینکه تشکیلات گذشته ظالمانه بوده باید تغییرکند.سوم اینکه شیعه درتصمیم گیری شریک باشد.(احیای هویت ص ٧۵)
شهید مزاری از نگاه دیگران:
یونس قانونی:(رییس پارلمان):
باور من این است که استاد مزاری قبل از آنکه یک شخصیت سیا سی- نظامی بوده باشند ، یک شخصیت فکری افغانستان بودند.
اگر خواسته باشیم تفکرمزاری را ، فلسفه وجودی مبارزات پیگیر مزاری را در یک جمله خلاصه بسازیم، این خواهد بود که مزاری برای تحقق عدالت اجتماعی می رزمید...مزاری فریادگر عدالت اجتماعی در افغانستان بود... www.mazary.net)﴾
حامد کرزای(رییس جمهور):
مزاری قهرمان ملی ما...بسیار جای نیک بختی است که امروز در محفل ما که برای مزاری دایر شده تمام افراد از تمام اقوام افغانستان وبزرگان کشور اشتراک دارند ، از هرجای افغانستان از هرقوم افغانستان و از هر قشر افغانستان ! و اگرما از گذشته خود پند نمی گرفتیم گذشته رادرک نمی کرد یم ، امروز در این جلسه بزرگ و درحالت صلح امروزی به اجتماع امروزی حاجت نمی بود...)همان)
سرور دانش: (وزیردادگستری)
استاد مزاری نسبت به اهداف مبارزه و احقاق حق و مبارزه با ستم و بی عدالتی آچنان عشق گدازان و ایمان اخلاصانه داشت که هیچ چیز دیگری نمی توانست مانع کار ایشان شودو... دومین ویزگی ایشان صراحت و قاطعیت و جرات بود ....خصوصیات بر جسته دیگر ایشان وفای به عهد و عمل به قولش بود.(مجموعه مقالات زنده تر از توکسی نیست-ص١۶٣)
گلبدین حکمت یار:
او یک شخصیت نمونه و صالح در افغانستان بود. او مایه ی فخر فرد، فردملت افغانستان بود واز وی باید درس شهامت آموخت و وفای به عهد ، قاطعیت و صداقت از ویژگیهای بارز شخصیت مزاری بود...(همان١۶۵)
عبد الرشید دوستم:
استاد عبد العلی مزاری ،مدافع صدیق و سر سپرده راه آرمانهای بزرگ مردم، نهاد واقعی ایثار و فداکاری ،صداقت و ایمان دارای نمونه ی بارزی از دلیری و جوانمردی و مقاومت سر سختانه در امر دفاع از استقلال ، آزادی ، حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت اسلامی در کشور جنگ زده ی ما بود.
او در این امر بزرگ ملی و میهنی ، در راه تعمیم و گسترش حق و عدالت اجتماعی به خاطر تامین استقرار صلح و آرامش پایدار و حضور فعالانه کلیه ی ملتهای با هم برادر کشور در عرصه ی پایه گذاری نظام عادلانه اسلامی در افغانستان عزیز .....امروز عقیده راسخ و اندیشه سالم و روشنگرانه ی استاد شهید مزاری نه تنها برای راهیان حزب وحدت اسلامی افغانستان رهگشا و استقامت دهنده است بلکه شجاعت راستین و افکار استادانه ی وی برای همه ما از اهمیت خاصی بر خوردار است .(همان١۶۸)
مولوی دوست محمد خان :
استاد شهید همواره میکوشید تا برتری طلبی و تبعیض از جامعه ریشه کن شود.در عوض برادری و برابری جایگزین آن گردد و در همین راستا به شهادت رسید، ولی آرمان او باقیست.(همان١۷۴)
گلبدین حکمتیار:
.فعالیتهای مزاری درطول جهاد مردم افغانستان ماندنی است اویک عالم بزرگ مذهبی بود(سراج،نشریه مرکزفرهنگی نویسندگان افغانستان،ش۱۱، بهار۱۳۷۶)ص۲۸۵
شهید سید محمد امین سجادی:
او احیا گر شخصیت شیعیان محروم وکلیه ی ملتهای مستضعف افغانستان بود، یعنی برای انان ، عشق و ایده ال و ارمان و هدف ایجاد نموده و ایمان و اعتماد به نفس آ فریده بود . او توده های محروم امت را به محرومیت ها ورنج ها ودرد های تاریخی و مشکلات موجودشان، اشنا نمود و انرژی عظیم نهفته در نیروی مردم را در جهت رفع تبعیضات نارواو مناسبات ناعادلانه ی اجتماعی - سیاسی و تحقق اهداف و آرمانهای مردم بکار انداخت .(همان١۶۴)
ایت الله صالحی:
استاد شهید در میان جامعه افغانستان انقدر مطرح شده بود که دوست و دشمن از او بعنوان یک انسان دلسوز و عدالت خواه و یک رهبر فرزانه یاد میکرد و هر ملتی و هر قومی به مزاری به عنوان حامی طبقات محروم نگاه میکرد و او را تجسم عینی خواسته ها و آرمانهای بر حق خود میدانست .(همان١۶۶)
حج السلام سید هادی خامنه ای :
جای امام راحل در این مسئله خالی بود مالا حتما درباره شهید مزاری جمله ای شبیه این جملات می فرمود که" شهید مزاری با تو جه به گذشته ی درخشان او بسیار حیف بود که در رختخواب به سلامت جان دهد"(همان١۷١)
سید اسحاق شجاعی:
شهید مزاری ازجمله چهر های موثر و ماندگار در صحنه سیاسی افغانستان است. شهید مزاری از ابتدای حرکت سیاسی و اجتماعی و فکری شان در راستای اهداف میهن و دینی بود که متلق به کلیه مردم افغانستان است ...(همان١۸١)
اسدالله بادامچیان:
آشنایی من با شهید مزاری در سال١٣۵۵ در زندان اوین "شکنجه گاه طاغوت" شروع شد.... پایه گذاری سازمان نصر ... الحق خدمت بزرگی به نهضت اسلامی افغانستان بود که شیعیان را گرد آوری کرد ، آموزش داد و متشکل نمود وبه آنها تجربه های لازم را آموخت...شهید مزاری در این سالها انسانی کار ازموده شده بود و کمتر شخصیت افغانی مبارزی بود که ویژگیهای او را داشته باشد ...آنچه برای ملت برادر افغانستان لازم است پیروی از ایده ها و اهداف ارزشی شهید مزاری است . باید راه او را شناخت و کارهای ارزشی او را تداوم بخشید .(همان١١١)
دکتر رسول طالب:
عدالت برای مزاری مبنای فکری و عقیدتی داشت برای اینکه این کشور ویران و خراب شده را آباد کند ملت افغانستان با دو امر عظیم و بزرگ روبه رو است: ایجاد یک نظام سیاسی در افغانستان و باز سازی این کشور خراب شده . بر اساس تفکر مزاری و بر مبنای اندیشه دلسوزانه او ، با تحقق عدالت وبا مدار قرار گرفتن عدالت برای سیستم سیاسی آینده است که ملت افغانستان قادر خواهند شد این دو امر بزرگ و عظیم را انجام دهند .
عدالت در نظر او ریشه دینی و قرآنی داشت. مزاری عدالت را مبنای ایجاد نظام سیاسی آینده کشور می دانست از این رو دید گاه مزاری برای ایجاد عدالت ریشه عقیدتی وملی داشت و هیچ گاه بر سکتاریزم هزارگی و شیعی بنا نبود.(همان١۷۲)
اکرم گیزابی:
مبارزه یرهبر شهید کبارزه در برابر ظلم و ستمی بود که قرن ها بر مردم ما میگذشت. آرمان و مبارزه اورا عدالت سیاسی و اجتماعی تشکیل میداد و او می خواست در کشور نظامی بر قرار شود که در ساختار آن کلیه اقشار ملت افغانستان سهیم باشند(همان١۷٣)
سید ابو طالب مظفری:
این سنت تاریخی را نباید از یاد برد که مردان بزرگ آنانکه با فکر و ایده وارد مبارزه شدند ، با از میان رفتن خودشان راه و رسمشان از میان نمی رود ، بلکه آرمان وخطشان با مرگشان ، مهر جاودانگی میخورد . مزاری با زور دلار یا کاغذ های رنگی چاب مسکو به میدان مبارزه گام ننهاده بود که چند گاهی به نیروی آنها خودش را نگهدارد و بعد بگذارد و بگذرد. او با یک فکر و آرمان آمده بودو فکر، مثل دلار وسیله نابود شدنی نیست . بلکه پدیده ای در حال کسترش و نفوذ است . اینک از امروز تا همه ی تاریخ نام مزاری تداعی گر عدالتخواهی و بازوان غل و زنجیرشده اش ، نماد مقاومت ملی مردم ستم دیده اش خواهد بود.(همان١۷۸)
دکتر سید عسکر موسوی:
مزاری تا پایان زندگی کو تاهش برای تحقق عدالت جنگید ...) دکتر سید عسکر موسوی ،هزاره های افغانستان ،سال ۱۳۸۷ص۲۵۵)
روزنامه کیهان۲٣∕١۲∕١٣۷٣:
در مصاحبه ای که با ایشان داشتیم میگفت:"تامین حقوق کلیه گروههای جهادی و مشارکت دادن آنان در تصمیم گیریها بر اساس میزان جمعیت گروهها و قطع ایادی بیگانگان در امور داخلی افغانستان، دو راه حل برای خاتمه بحران این کشور است." شهید مزاری خود در راه به ثمر رسانیدن چنین راه حلی به شهادت رسید ...
) روزنامه کیهان۲٣∕١۲∕١٣۷٣،ش ۱۵۳۰۵،ص ۱٤ (
نتیجه گیری:
با تو جه به مباحثی که در این تحقیق ارائه شد می توان به این نتیجه رسید نقش فکری و سیاسی مزاری در افغانستان براقراری عدالت بودشهید مزاری همانگونه که از سخنرانیها و عملکرد هایش پیداست برای برقراری عدات و از بین بردن تبعیض مبارزه کرد و همانگونه که شاهدیم پس از مرگش حتی مخالفانش نیز این مسئله را اذعان داشتند.
کشوری که سالها طعم بی عدالتی را چشیده بود و مردم به ستوه آمده بودند مزاری مشکل افغانستان و مردم آنها را درک کرده بود وبرای حل مشکل مناسب ترین راه حل ممکن را ارائه داده بود برقراری عدالت اجتماعی ، سیاسی، فرهنگی ،اداری در زمینه :
عدالت سیاسی: اصل مشارکت برابر همه قومیتها را در دولت مطرح کرد.
عدالت اجتماعی:بر خورداری برابر و غیر تبعیض آمیز شهروندان از حقوق شهروندی را بیان کرد.
عدالت فرهنگی: برگزاری مراسم مذهبی و به رسمیت شناخته شدن مذهب جعفری را در کنار مذهب حنفی مطرح کرد..
عدالت اداری: مسئله مهم تقسیمات اداری به تناسب توزیع جمعیت اقوام در گسترده جفرافیایی کشوررامطرح کرد ، به خاطر همین میتوان نقش فکری و ساسی مزاری را در دولت جدید افغانستان به وضوح مشاهده کرد.
اگر به رویدادهای چند ساله اخیر در افغانستان توجه کنیم به خوبی در می یابیم که چگونه مبارزات شهید مزاری به ثمر رسیده است:
در ساختارحکومت ،تدوین قانون اساسی و....فوق العا ده تحول ودگرگونی ایجاد شده است.
به طورمثال در قانون اساسی را مشاهده می کنیم:
ماده دوم:
دین دولت جمهوری اسلامی افغانستان ، دین مقدس اسلام است. پیروان سایر ادیان درپیروی از دین و اجرای مراسم دینی شان درحدود احکام قانون ازاد می باشند.
ماده چهارم:
حاکمیت ملی درافغانستان به ملت تعلق دارد که به طور مستقیم یا توسط نمایند گان خود آنرا اعمال می کند .
ملت افغانستان عبارت است از تمام افرادیکه تابعیت افغانستان را دارا باشند. ملت افغانستان متشکل از اقوام پشتون، تاجک، هزاره ، ازبک، ترکمن، بلوچ، پشه یی ، نورستانی، ایماق ، عرب ، قرغیز، قزلباش، گوجر، براهوی و سایر اقوام میباشد. برهر فرد از افراد ملت افغانستان کلمهء افغان اطلاق می شود. هیچ فرد از افراد ملت ازتابعیت افغانستان محروم نمی گردد. امور مربوط به تابعیت وپناهند گی توسط قانون تنظیم می گردد.
ماده ششم:
دولت به ایجاد یک جامعهء مرفه و مترقی براساس عدالت اجتماعی، حفظ کرامت انسانی ، حمایت حقوق بشر، تحقق دموکراسی ، تأمین وحدت ملی، برابری بین همه اقوام وقبایل و انکشاف متوازن درهمه مناطق کشور مکلف می باشد
ماده بیست و دوم:
هرنوع تبعیض وامتیاز بین اتباع افغانستان ممنوع است . اتباع افغانستان اعم از زن و مرد در برابرقانون دارای حقوق ووجایب مساوی می باشند.
ماده چهل و پنجم:
دولت نصاب واحد تعلیمی را ، برمبنای احکام دین مقدس اسلام وفرهنگ ملی ومطابق با اصول علمی ، طرح وتطبیق می کند ونصاب مضامین دینی مکاتب را، برمبنای مذاهب اسلامی موجود درافغانستان ، تدوین می نماید.
(http://www.newsafghanistan.i8.com/Html/ghanun.htm )
طرح قانون احوال شخصیه اهل تشیع مطابق ماده ۱۳۱ قانون اساسی افغانستان در ۳ بخش، ١٨ فصل و ۲۵٣ ماده در امور اهلیت و شخصیت، خانواده، احکام وصیت و امور ارث، وقف و هبه تهیه شده است.
(http://www.daikondi.com/shakhsiah.htm)
یکی از این برجستگیهای سرنوشتساز در مورد نحوه زندگی یکی از قشرهای جامعه افغانستان که تعداد کثیری از مردم را در برمیگیرد (اهل تشیع) میباشد که تا قبل از روی کار آمدن حکومت جدید و سقوط طالبان، با مشکلات عدیدهای روبهرو و فاقد زندگی آرام و مسالمتآمیز بودهاند، اما قانون اساسی جدید، خط بطلانی بر تمام تبعیضهای گذشته کشید و با رسمیت دین اسلام، به صراحت اعلامکرد که اهل تشیع در عمل به فقه خود آزاد هستند.
این در حالی است که همانطور که گفتهشد، پیروان این مذهب تاکنون در راستای عمل به فقه خود آزاد نبوده و مجبور به تقیه بودهاند.
از سوی دیگر، قانون اساسی افغانستان حتی در ماده دوم، اعلام کرده که پیروان سایر ادیان در پیروى از دین و اجراى مراسم دینیشان در حدود احکام قانون آزاد هستند و این آزادی عمل، تنها به مذاهب اسلامی، محدودنمیشود.
(http://www.iqna.ir/afghanistan/news_detail.php?ProdID=329438)
فهرست منابع:
١−دانش،سرور،سراج"نشریه مرکزفرهنگی نویسندگان افغانستان" قم،فرانشر،بهار۱۳۷۶،ش۱۱
٢−دانش،سرور،سراج"نشریه مرکزفرهنگی نویسندگان افغانستان" قم،فرانشر،بهار۱۳۷۷،ش۱۵
٣−جوادی،محمدامین،اعتلا"ویژه نامه دوازدهمین سالگردشهادت استادمزاری ویاران"قم،اسفند۱۳۸۵
٤−صادقی،نعمت،نشریه بامیان،قم، سال۱۳۷۵،ش۱
5_لعلی، عبدالغفار ، فریاد عدالت "مجموعه مصاحبه های استاد مزاری"موسسه فرهنگی تحقیقاتی شهید سجادی ،سال١٣٧٣
6_موسوی،سیدعسکر،هزاره های افغانستان،قم،اشک یاس،سال۱۳۸۷
7_مهدوی،جعفر،توسعه "اولین فصلنامه علمی پژوهشی افغانستان درحوزه مطالعات استراتژیک " تهران،سال۱۳۸۲،ش۹
8_واعظی، حمزه "زنده ترازتوکسی نیست"،مجموعه مقالات،قم،ناشرکمیسیون فرهنگی هفته نامه وحدت،سال۱۳۷۸
9_روزنامه کیهان۲٣∕١۲∕١٣۷٣،ش ۱۵۳۰۵،ص ۱٤
10_منشوربرادری،بنیادرهبرشهید بابه مزاری،سال۱۳۷۹
آدرسهای اینترنتی:
1- http://www.iqna.ir/afghanistan/news_detail.php?ProdID=329438
2-http://www.mardomhazara.mihanblog.com/post/1
http://hadidaikondi.persianblog.ir3-
4-http://hazara.blogfa.com/cat-1.aspx
5-http://www.daikondi.com/shakhsiah.htm
6- http://www.mazary.net
7-http://www.newsafghanistan.i8.com/Html/ghanun.htm
http://www.golesurkhvatabar.blogfa.com/8-
http://www.mazari.blogsky.com 9-
با تمرکز بر منابع کسب خبر توسط مخاطب
مقدمه
این مقاله کوششی است تجربی در حوزه ارتباطات و رسانه های جمعی که در رابطه با منبع کسب خبر تهیه و تنظیم شده است .
مقاله در ابتدا سعی دارد تا به کارکردهای چهار گانه ی رسانه بپردازد و با آمار و ارقام بدست آمده سعی می کند نشان دهد که کسب خبر و اطلاعات یکی از مهمترین کارکردهای رسانه است و رسانه های جدید بخصوص رسانه های سایبر از این امر مثتثنی نبوده و عده زیادی از مخاطبان به دلیل این کارکرد رسانه های جدید از آنها استفاده می کنند . در گام بعدی سعی کردم نوع اخباری را که از طریق اینترنت ( به عنوان رسانه جدید ) جستجو می شود را مشخص کنم و با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی افغانستان و وضعیت سایر رسانه ها ، علل گرایش به نوع خاص از اخبار در اینترنت را مطالعه کنم.
در گام بعدی علل گرایش کلی مخاطبان به اینترنت برای کسب اخبار را مورد مطالعه قرار دادم . من در این پژوهش سعی کردم تا چندین فاکتور گرایش به رسانه جدید یعنی سایبر ژورنالیسم را مورد آزمون قرار دهم .
در مقایسه روزنامه سایبر به عنوان رسانه ای جدید با نوع سنتی آن یعنی روزنامه ها و نشریات چاپی می توان گفت این دو رسانه(سایبر ژورنالیسم و مطبوعات چاپی) در سه قلمرو ظرفیت تولید تعامل با مخاطب و تفاوت عامل زمان و مکان در تولید مطلب با یکدیگر قابل مقایسه هستند. در واقع می توان گفت تفاوت عمده این دو رسانه در نحوه تعامل و ارزشگذاری بر مخاطب می باشد . در نوع جدید آن قدرت مخاطب به حداکثر می رسد و فاصله واقعیت با روایت به کمترین حد خود می رسد.
نظریه رسانه های جدید
با ظهور تکنولوژیهای نوین ارتباطی و اطلاعاتی دوره جدیدی در عرصه ارتباطات جمعی و نظریه های علمی مربوط به آن پدید آمده است . رسانه های جدید ویژگیها و فاکتورهای خاص خود را دارد که این امر کارشناسان علوم ارتباطات را وا می دارد تا در نظریه های ارتباطات جمعی تجدید نظر نمایند . به همین ترتیب می توان ادعا کرد که مفاهیمی که در رابطه با رسانه های سنتی به کار گرفته می شدند ، تغییری بنیادین کرده اند .
امروزه برداشت از مخاطب به تدریج جای خود را به نگرشی از دریافت کنندگان رسانه داده که کم و بیش فعال، مقاوم در برابر اثرات رسانه ها و در پی علایق و خواسته های خویش با توجه به زمینه اجتماعی و فرهنگی خود بودند . فرایند ارتباطی نیز به ویژه به عنوان فرایندی مشاوره ای ، دوسویه ، تعاملی مجددا مفهوم بندی شده اند . نویمن دو سویگی به عنوان یکی از فاکتورهای رسانه های جدید را چنین تعریف می کند : " کیفیت ارتباطات با واسطه الکترونیکی که با افزایش کنترل فرستنده و گیرنده بر فرایند ارتباطی شناخته می شود "(1) . ما امروزه شاهدیم که توان دوسویه فن آوریهای جدید در عمل به تقویت موقعیت فرستنده وهمچنین گیرنده انجامیده است . امروزه به خاطر امکانات جدیدی که رسانه های جدید در اختیار مخاطب قرار داده می توان با اطمینان خاطر گفت که مخاطبان رسانه جدید مثل انواع سنتی خود منفعل نیست ، بلکه او قادر است براساس علایق ، نیازها ، تواناییها ، سلایق ، ترجیهات ، هویت و تجارب اجتماعی و فرهنگی خود در انتخاب نوع برنامه و رسانه مورد علاقه اش دست به انتخاب بزند.
پس در یک جمع بندی می توان چنین عنوان کرد که نظریه رسانه های جدید بر فریمها و خصلتهای ارتباطات به واسطه تکنولوژیهای نوین ارتباطی تاکید دارد ، و همچنین بر ویژگیهایی مثل دوسویگی ، مبتنی بودن بر شبکه اینتر نت ، تعاملی بودم ، فرا زمان بودن و شکستن محدودیتهای مکانی.
تعریف سایبر ژورنالیسم
سایبر ژورنالیسم به معنی انتشار اطلاعات در دورههای زمانی مشخص در قالب صفحات وب برروی یک شبکه اطلاعرسانی یا روی اینترنت است. محتویات چنین روزنامهای به جای چاپ شدن برروی کاغذ, به صورت فایلهای کامپیوتری در حافظه یک کامپیوتر قرار دارد. این فایلها که در قالب خاصی به نام صفحات وب بهتر می شوند, در دورههای زمانی معینی در یک شبکه اطلاعرسانی متصل به اینترنت قرار می گیرند و مخاطبان چنین نشریاتی یعنی افرادی که با کامپیوتر شخصی خود به آن شبکه متصل شود, می توانند صفحات روزنامه را روی صفحه نمایش کامپیوتر خود ببینند و یا آن را روی کاغذ چاپ و سپس مطالعه کنند. اتصال به شبکه اطلاعرسانی موردنظر ممکن است از طریق اینترنت یا در یک شبکه داخلی صورت پذیرد.
از مهمترین ویژگیها و امتیازات روزنامهنگاری الکترونیک می توان به موارد فوق اشاره کرد:
ارائه در شبکه داخلی و اینترنت ، کاهش کنترل قدرتهای حاکم بر رسانه و تقویت آزادی بیان ، استفاده از فناوری چندرسانهای ، روشهای پیادهسازی ، محتوا ، بهنگام سازی بیش از یک بار در روز ، ارتباط دو سویه ، آرشیو الکترونیکی ، فضای نامحدود ، متخصصان موردنیاز ، تجهیزات مورد استفاده ، خبرخوانهای اینترنتی ، شمارخوانندگان ، روزنامهنگاران اینترنتی و روشهای تبلیغ.
شبکه اینترنت, رسانهای است بدون محدودیتهای زمانی و مکانی که بنبستهای سنتی تحمیل شده توسط تلگراف, روند قدیمی چاپ و سیستمهای سنتی توزیع را در هم شکسته و بر تمام موانع ژئوپلیتک بر سرراه گردآوری و توزیع خبر, چیره شده است. بالاتر از همه, اینترنت کار دروازهبانی را از سردبیر روزنامه گرفته و بخشی از آن را به خواننده می سپارد؛ طوری که خواننده اکنون می تواند تصمیم بگیرد چه چیزی را چه موقع و به کدام شیوه مطالعه کند.
از نظر یک روزنامهخوان متوسط, نزدیکی و بی واسطه گی, احتمالاً بزرگترین ویژه ژورنالیسم الکترونیک است. ظاهراً این ژورنالیسم می تواند حتی بر اخبار رادیو و تلویزیون 24 ساعته نیز که خبرهایشان در فواصل زمانی حدوداً 30ـ20 دقیقهای پخش می شود غلبه کند. روزنامههای الکترونیک به دلیل نزدیکی و بی واسطه گی, رسانة ایدهآلی برای انتشار اخبار داغ است.
فرضیه:
با توجه به نظریه ی رسانه های جدید و گسترش روز افزون این رسانه ها در تمام جهان و کشور افغانستان می توان ادعا کرد که که این رسانه در تمام امور زندگی از جمله مصرف اخبار تاثیر بگذارد. امروزه مصرف کنندگان خبر بخصوص دانشجویان بیشتر در پی کسب اخبار از طریق رسانه های جدید همچون سایبرژورنالیسم متمایل گشته اند و در نتیجه ظهور این فناوری جدید ارتباطی از اهمیت رسانه های سنتی تر مثل رادیو و تلویزیون ومطبوعات کاسته شده است.
روش تحقیق
من در این پژوهش از روش کمی پیمایشی با استفاده از پرسشنامه به تبین فرضیه خود پرداختم . ارل ببی به نوعی روش تحقیق پیمایشی را این گونه توضیح می دهد " محقق نمونه ای از جمعیت را انتخاب می کند و پرسشنامهای استاندارد شده دراختیار آنان قرار می دهد تا به آن پاسخ گویند". به دلیل گستردگی جامعه آماری من در این تحقیق از نمونه گیری تصادفی استفاده کرده ام .جامعه آماری من در در این تحقیق دانشجویان افغانستانی دانشگاه تهران می باشد . با توجه به نظر داشتن این موضوع که سطح تحلیل من در این پژوهش افراد می باشد ، در این تحقیق از نمونه گیری تصادفی استفاده شده است. بدین صورت که در فاصله زمانی دوم الی پنجم آذر 1387 با توجه به امکان استفاده دانشجویان از رسانه های سنتی مثل رادیو، تلوزیون و روزنامه و رسانه های سایبر ، 100 پرسشنامه را در اختیار مخاطبین قرار دادم . وپس از آنالیز آن را مورد تحلیل آماری قرار دادم.
تحلیل داده ها
هارولد لاسول و رایت چهار کارکرد را برای رسانه ها ذکر کرده اند ، که عبارتند از :
1-نظارت بر محیط
2-همبستگی اجتماعی در واکنش به محیط
3-انتقال میراث اجتماعی از یک نسل به نسل دیگر
4-سرگرمی
از میان این چهار کارکرد عمده کارکرد نظارت بر محیط به نقش خبری رسانه ها ارتباط دارد.
در این پژوهش سعی شده است تا به این مسئله پاسخ داده شود که برای جامعه آماری ام (دانشجویان افغانستانی دانشگاه تهران) کسب اخبار تا چه حد اهمیت دارد و آنها تا چه اندازه به کسب خبر علاقه مند هستند . نتایج به من نشان داد 78 درصد پرسش شوندگان به کسب خبر اهمیت می دهند ، به طوری که 38 درصد پرسش شوندگان گزینه بسیار زیاد را انتخاب کرده بودند و 40 در صد هم گزینه زیاد را زده بودند . این مسئله گرایش بسیار زیاد به سمت کسب خبر است و اینکه این کارکرد رسانه هنوز هم یکی از مهمترین کارکرد های رسانه ها می باشد .
در این تحقیق پس از آنکه به این نتیجه رسیدم که هنوز کارکرد خبری رسانه ها مهم است به دنبال این مسئله رفتم که دانشجویان بیشتر از کدام رسانه برای کسب خبر استفاده می کنند ، که نتایج زیر حاصل شد:
1- اینتر نت 42درصد
2- تلوزیون 35 درصد
3- مطبوعات 17 درصد
4- رادیو 6 درصد
این مسئله را در دو سطح می توان تحلیل کرد . ابتدا اینترنت به عنوان رسانه ای جدید در مقابل رسانه های سنتی یعنی مطبوعات ، رادیو ، تلوزیون قرار داده و دست به مقایسه بزنیم . در این سطح اینترنت مورد استفاده 42 درصد از مخاطبین اخبار است ، در حالی که 58 درصد بقیه از رسانه های سنتی استفاده می کنند. این مورد نشان دهنده نقش قدرتمند رسانه های سنتی تر است.
اما از آنجا که این سطح سنجش چندان گویا نیست و آمار مربوط به رسانه های سنتی یک دست نیست ، (35درصد تلویزیون در مقابل 6درصد رادیو ) ما در سطحی دیگر وضعیت کسب خبر از طریق اینترنت را با تک تک این رسانه جدید مقایسه می کنیم .
اینترنت در مقایسه با رادیو 7 برابر بیشتر مخاطبین اخبار را به خود اختصاص داده است (6درصد رادیو و در مقابل 42 درصد اینترنت). این امر نشان دهنده اهمیت اینترنت در مقابل این رسانه سنتی است که امروزه بیشتر برای برنامه هایی همچون موسیقی مورد استفاده می گیرد.
از آنجا که تئوری من بر این اساس بود، با توجه به اینکه با جامعه دانشجویان روبرو هستم کسب خبر از طریق مطبوعات هم می بایست زیاد باشد ، اما آمار نشان داد که دانشجویان تنها 17درصد اخبار را از طریق مطبوعات کسب می کنند، در نتیجه می توان گفت که سهم اینترنت در این میان 2.5 برابر مطبوعات است.
اما رسانه تلویزیون اهمیت خود را همچنان حفظ کرده است و 35 درصد از دانشجویان اخبار را از طریق این رسانه کسب می کنند ، البته اینترنت همچنان پیشتاز است (مخاطبین اینترنت 7درصد بیشتر از مخاطبین تلویزیون).
دنیس مک کوایل در کتاب مخاطب شناسی به این نکته اشاره می کند که مخاطبان رسانه های جدید ، آن را برای اهداف سنتی به کار می برند . این آمار و ارقام نیز نشان دهنده همین موضوع می باشد بدین معنی که دانشجویان از طریق فضای سایبر به کسب خبر می پردازند ، کسب خبر را می توان یکی از اهداف سنتی استفاده از رسانه بر شمرد .
مسئله دیگری که ما به دنبال مطالعه آن بودیم مقدار زمانی بود که کاربران رسانه سایبر به کسب اخبار و دیدن سایت های خبری در اینترنت اختصاص می دهند . یعنی می خواستم مقدار زمان استفاده از اینترنت برای کسب خبر را درمقابل سایر کارکردهای این رسانه بسنجیم ، زیرا امروزه این رسانه با ویژگی چند رسانه ای خود هر چهار کاکرد رسانه دیگر را نیز دربر می گیرد.
نتایج آماری نشان داد که تنها 27 درصد پاسخ گویان مقدار زمان زیاد یا بسیار زیاد را به کسب خبر اختصاص می دهند و 33 درصد نیز گزینه های متوسط و کم را انتخاب کردند و 40 درصد دیگر هم بیشتر کارکردهای دیگر این رسانه را مد نظر داشتند.
گام بعدی من تلاش در این جهت بود تا نوع اخباری را که افراد سعی می کردند تا از طریق اینترنت به دست آورند را بسنجم . در این تحقیق 56 درصد از پرسش شوندگان اظهار کردند که بیشترین اخباری که از طریق اینترنت کسب می کنند ، اخبار اجتماعی و سیاسی می باشد . این امر می تواند از دو دلیل نشات گرفته باشد : نخست به این دلیل که جامعه آماری من دانشجویان افغانستانی دانشگاه تهران است ، که اغلب این دانشجویان در رشته های علوم انسانی تحصیل می کنند و به تبع آن اخبار سیاسی اجتماعی برای آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است . از دیگر سو اینترنت منبع بسیار مهم و مناسبی برای بروز و ظهور اخباری است که به دلایل سیاسی و فرهنگی در عرصه رسانه های سنتی فرصت ظهور نمی یابند ویا به عبارتی طی سیاست های مختلف دروازبانی مورد سانسور قرار می گیرند . البته این دو دلیل می تواند موضوع بسیار مهمی برای تحقیقات بعدی باشد . اخبار فرهنگی و هنری با 17 درصد در رتبه دوم جای دارد و اخبار علمی و تکنولوژی با 13 درصد در رتبه سوم قرار گرفت . باز شایان ذکر است که چون جامعه آماری من دانشجویان دانشگاه تهران بود ، طبعا باید اخبار علمی برایشان اهمیت زیادی می داشت در حالی که اهمیت اخبار علمی و تکنولوژی با اختصاص ضریب 13 درصد تقریبا یک چهارم اهمیت اخبار اجتماعی و سیاسی را به خود اختصاص داد و این را می توان به خاطر جو و ذهنیت سیاسی دانشجویان در آن قرار دارند دانست .
محققان علوم ارتباطات مزایا و امکانات زیادی را برای رسانه های سایبر بر شمرده اند از جمله :
1- دسترسی نامحدود و کامل به محتویات
2- جریان آزاد اطلاعات
3- باز خورد عالی
4- صرفه جویی در زمان و مکان
5- عدم محدودیت مکانی و زمانی
6- امکان جستجو
7- آرشیو الکترنیکی
8- کیفیت بالا
9- ارائه و دریافت اخبار در هر ساعت از شبانه روز
10- عدم نیاز به شبکه توزیع
11- ارتباط دوسویه بین فرستنده و گیرنده
من در این تحقیق چند مورد از علل فرضی گرایش به سایبر ژورنالیسم از جانب مخاطبان را انتخاب کردم و آنها را آزمودم ، نتایج به این صورت به دست آمد:
1- سرعت دسترسی: 42 درصد از پرسش شوندگان در این پژوهش اساسی ترین علت گرایش خود به کسب اخبار از طریق اینترنت را دسترسی سریع عنوان کردند. تکنولوژی های نوین ارتباطی با درهم شکستن مفهوم زمان و مکان تفسیرهای قدیمی این مفهوم را از میان برداشته اند امروزه در کسری از ثانیه می توان مهمترین اخبار را بر صفحه ی مانیتور ظاهر کرد و این سرعت در هیچ دوره ای از تاریخ ارتباطات در جهان سابقه نداشته است .
2- دسترسی به منابع مختلف : اینترنت در برگیرنده هزاران متن خبری در قالب سایت ها و وبلاگ ها است . امروزه همه ی روزنامه ها ، خبرگزاریها ، تلویزیون ها و رادیو ها در سطح جهان در اینترنت و وب سایتهایی به وجود آورده اند یعنی هم در جهان واقعی حضور دارند و هم در جهان مجازی . پس اینترنت با هزاران منبع مختلف خبری روبرو است ، اگر چه در جهان واقعی هم این رسانه ها حضور دارند اما به علت محدودیت های زمانی و مکانی دسترسی به همه و یا حتی بخش کوچکی از آنها برای مخاطب نا مقدور است. اما در اینترنت بخاطر دسترسی همزمان به این منابع می توان از آن به طور همزمان از بخش زیادی از آنها بهره برداری کرد. این ویژگی بخصوص با چند رسانه ای بودن اینترنت پررنگتر می شود چرا که هم می توان از طریق رادیو و تلویزیون اینترنتی خبر را شنید و دید و همزمان متن آن خبر را در سایر منابع مثل وب سایت خبرگزاریها دید. این امکان (علت گرایش ) در مقام دوم قرار دارد. درصد پرسش شوندگان در این پژوهش دسترسی به منابع مختلف را مهمترین دلیل رجوعشان به اینترنت برای کسب خبر معرفی کرده اند. البته در اینجا باید از آسیبی جدی سخن به میان آورد چرا که این امر موجب ازدیاد اطلاعات و نوعی سردرگمی کاربران می شود. از سوی دیگر کاربران زمان زیادی را از دست می دهند .
3- دسترسی آسان به اینترنت : 15 درصد پرسش شوندگان عنوان کرده اند که دسترسی به اینترنت مهمترین دلیل آنها برای انتخاب این رسانه جهت کسب خبر می باشد . با وجود این که دسترسی به اینترنت و استفاده از آن روز به روز در حال گسترش است . در افغانستان نیز طی چندین سال پیشرفت فوق العاده ای را در این زمینه شاهد بودیم ، البته می توان گفت که مشکلاتی در این راه وجود دارد از جمله مشکلات سخت افزاری مثل زیر ساختهای فیبرنوری و ایجاد شبکه های اینترنتی و مشکلات مرتبط با آن و همچنین کمبود تجهیزات سایتهای اینترنتی در داخل دانشگاه ها که خود باعث گشته تا دسترسی به اینترنت برای همه در هر زمانی مقدور نباشد . البته این موضوع هم می تواند موضوع مناسبی برای یک پژوهش باشد ، پژوهشی که در آن میزان دسترسی به اینترنت جهت کسب خبر مد نظر باشد.
4- قابل اعتماد بودن: روزنامه ها و نشریاهای چاپی ، رادیو ، تلویزیون قبل از ارائه مطالب به مخاطب از جنبه صحت و درستی مطلب ارائه شده مورد تایید دبیران و سردبیران قرار می گیرند. در واقع در اینجا خبر از فیلترهایی فراوانی تحت عنوان (دروازه بانی) عبور می کنند تا به دست مخاطب قرار گیرد . مسئله اعتماد یا عدم اعتماد به یک رسانه یا منبع مبحث مهمی است و در علم ارتباطات به آن بسیار توجه شده شده است . در این پژوهش تنها 9 درصد از افراد قابل اعتماد بودن اخبار در رسانه های سایبر را علت گرایش به کسب خبر از طریق آن ذکر کرده اند . پس می توان گفت که فقدان دروازه بانی خبر ها و گزینش مطالب در اینترنت یکی از دلایل عدم اعتماد کاربران به این رسانه است.
نتیجه گیری :
با توجه به این که امروزه اینترنت در سراسر جهان در همه امور از مشاغل گرفته تا کار ها و امور روزمره و کشور افغانستان نیز از این امر مستثنی نبوده و اینترنت روز به روز در حال گسترش است اخبار نیز چه در مرحله ی تولید و چه در مرحله مصرف تحت تاثیر این جریان جهانی قرار گرفته است .
در این پژوهش کوتاه ما به این نتیجه رسیدم که افراد جامعه آماری ( دانشجویان ) به دلیل مزایایی که این رسانه ی نسبتا جدید در اختیار ما قرار داده است، بیشتر تمایل دارند که اخبار و وقایع را از این طریق جست و جوکنند.
سرعت دسترسی و منابع متنوع خبری دو دلیل عمده ی رجوع به این رسانه برای کسب اخبار است. در نتیجه شیفت مخاطبان اخبار از رسانه های سنتی به رسانه های جدید گریز ناپذیر است این پدیده بخصوص در میان تحصیل کردگان و دانشجویان که هم سواد رسانه ای و هم دسترسی آسان به این رسانه برای آنها مقدور است گستردگی بشتری دارد.
منابع :
1_ بدیعی،نعیم (1384) روزنامه نگاری در جامعه اطلاعاتی،تهران: فصلنامه رسانه
2_ سورین، ورنر/تانکارد، ورنر(1381). نظریه های ارتباطات ،تهران: انتشارات دانشگاه تهران
3_ مک کوایل ، دنیس(1380)مخاطب شناسی ، ترجمه دکتر مهدی منتظرقائم ،تهران: دفتر مطالعات و تحقیقات و توسعه رسانه ها